بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

51

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

بازوى را سيزده عضله . و هيجده عضله ساعدها ، هر ساعدى را نه عضله . و بيست و شش عضله خرده و مشط و انگشتان دست‌ها ، از هر دستى سيزده . و دوازده عضله باسط و آلات تنفس سينه كه حجاب از آن‌هاست . و هفت عضله قابضه سينه و آلات تنفس . و هشتاد و هشت عضله ميان استخوان‌هاى پهلو از درون و بيرون طرفين ، چه آن‌ها دو تو واقع شده‌اند . و چهل و هشت عضله پشت . و هشت عضله شكم . و چهار عضله قضيب . و چهار عضله خايهء مردان ، اما زنان را دو عضله بود . و چهار عضله مقعد . و يك عضله مثانه . و بيست و دو عضلهء حركت ران‌ها ، از هر سرين يازده عضله . و هيجده عضله حركت ساق از زانو ، هر ساقى را نه عضله . و بيست و هشت عضله قدم‌ها ، از هر قدمى چهارده عضله . و پنجاه و دو عضله خرده و انگشتان پاى ، هر پاى را بيست و شش عضله . و تفصيل نهاد اين عضلات را بسطى عظيم است و حوالهء تحقيق آن به كتب تشريح اولى مىنمايد . وتر تكون و طبيعت و منفعت آن از تقريرات سابقه فهم شده . غشاء كه آن را پرده گويند و بر سطوح ظاهر اعضا و در احشا گسترده بود . تكون و طبيعت آن از تقريرات سابق معلوم شد . و منفعت آن از روى كليه آن است كه : نهاد اعضاى را كه بدان پوشيده شده ، بر حال خويش نگاه دارد . و منع آن سطوح از آفات فى الجمله بكند . و وصل بعضى اعضاى را كه از عضوى ديگر آويخته شده ، چون گرده ، محكم دارد . و نيز اعضايى كه حسى ندارد به وسيله غشايى مصاحب ادراك موذى كنند . و نيز واسطه شود ميان جسم نرم و صلب تا نرم از صلب متضرر نگردد ، چون پرده‌هاى دماغ . و نيز جدا كنند بعضى اعضا را از بعضى تا در آلام شريك نباشند ، چون غشاء منصف دماغ و نخاع . و نيز منع حرارت غريزى از تحليل يافتن فى الجمله بكند ، چون صفاق شكم . و نيز منع وصول بخارات كدر به بعضى اعضاى شريف بكند ، چون حجاب حاجز كه ميان شش و آلت غذا واقع است . و نيز منع بعضى اعضا از ملاقات فضله غذايى آن بكند چون غشاء عنكبوتى . و ديگر تحقيق اغشيه به تقريب بيان اعضاى مركبه و معالجات آن واقع شود ان شاء اللّه تعالى . گوشت آنچه غير غددى است به طبع گرم و تر بود .