بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

40

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

كثافت و بدخ و تهور و كثرت غضب از گرمى مزاج بود . و سفيدى لون و بسيارى پيه و شرحه و سردى ملمس و كمى و باريكى و سپيدى و زردى موى و بلادت و وقار از سردى مزاج بود . و سياهى لون و عدم پيه و شرحه و نحافت تن و سختى گوشت و درشتى ملمس و جعودت و برهم شكستگى موى و ثبات نيات و تحفظ و قساوت از خشكى مزاج بود . و سرخ‌سفيدى لون و غلبگى گوشت و ترهل آن و نرمى ملمس و ميگونى موى و سرعت زوال صور و رقت و الفت از ترى مزاج بود . و سرخى لون با تيرگى خوش‌آينده و زيادتى گوشت بر پيه و فربهى و نرمى و گرمى ملمس و غلبگى ميگونى و هموارى موى و شجاعت و مروت از گرم و ترى مزاج بود . و سرخ سياهى لون و كم‌گوشتى و بىپيهى و گرمى و درشتى ملمس و ميگونى موى با اندكى جعودت و بخل و حقد و حسد و گريزى از گرمى و خشكى مزاج بود . و گندم‌گونى لون و بسيار پيهى و سردى و نرمى ملمس و اندكى و هموارى و سفيدى موى و بلاهت و خمود و كاهلى از سردى و ترى مزاج بود . و سياهى زردى لون و اثمرى و تيرگى آن و سختى و اعتدال مقدار گوشت و سردى و درشتى ملمس و قلت و درهم شكستگى و غلظت موى و جبين و سوءظن و نفرت از سردى خشكى مزاج بود . و مخفى نماند كه هرگاه اين دلايل متفق واقع شوند كيفيات مدلوله غالبه كما هى به تحقيق خواهند بودن و الا حكم بر قرب اعتدال در كيفيات مدلوله غالبه بايد كردن و حكم الوان تن و موى چون به اختلاف هواى بلدان مختلف مىگردد ، در احكام ملاحظهء آن لازم بود و وجوه ملازمات اين دلايل به تقريب معلوم گردد ان شاء اللّه تعالى . بدان‌كه بهترين امزجه مفرده انسانى گرم است كه در ساير كيفيات معتدل باشد . زيرا كه اگر چه در جوانى گرمى و خشكى بر وى غلبه كند ، ليكن پيرى در وى دير پديد آيد و در آن سن زود ضعيف نشود . و بدترين امزجه مفرده انسانى خشك است كه در ساير كيفيات معتدل باشد . زيرا كه در باليدن ضعيف افتد و در جوانى از غلبهء خشكى بدحال شود . و از امزجهء مركبه انسانى بهترين گرم و تر بود ، زيرا كه بر طبع روح و حيات است و بدين جهت قوت و صحت وى بيشتر باشد و پيرى وى دير و نيكو پديد آيد . و بدترين آن سرد و خشك بود ، زيرا كه بر طبع موت است و قواى او متكاسل بود و پيرى برو زود پديد آيد و اللّه اعلم . اما تغيير و تبديل المزاج بدان‌كه هر شخصى صحيح را مزاجى بود و به درجهء فراخور حال او حاصل گشته از تعادل كيفيات اخلاط و اعضا . و همچنين هر عضوى را خواه مفرده و خواه مركب ، مزاجى حاصل بود بدرجهء لايق حال وى بر وفق اقتضاى مصالح بدنيه ، چنانچه به محلش متبين گردد ان شاء اللّه تعالى . پس هرگاه كه مزاج شخصى لايق به وى و يا مزاجى عضوى لايق به وى از آن درجه مقرر ، به طرف افراط يا تفريط ميل كند خواه به يك كيفيت خواه به دو كيفيت ، آن مقدار كه تغيير در افعال طبيعيه وى پديد نيايد ، آن