بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
35
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
باب ششم در بيان حميات و اسباب و علامات و معالجات آنها . باب هفتم در بيان حصبه و جدرى و ساير بثرها و ورمها و جذام و سرمازدگى و سمومزدگى و كوفتگى و قوبا و قرحهها و سوختگىها و عرق مدنى و ريش بلخى و جراحتها و بيرون رفتن سر استخوانها و اسباب و علامات و معالجات آنها . باب هشتم در بيان احوال دماغ از تركيب و وضع مزاج و غيره و علامات امزجه مختلفه طبيعيه وى و امراض دماغى و اسباب و علامات و معالجات آنها . باب نهم در بيان احوال چشم از تركيب و وضع و قوت باصره و مزاج و منفعت آنها و علامات امزجه طبيعيه آن و آنچه مضر يا نافع است بدان و مرضهاى عين و اسباب و علامات و معالجات و اللّه اعلم . باب دهم در بيان احوال گوش از تركيب و وضع و قوت سامعه و منفعت اينها و مرضهاى گوش و اسباب و علامات و معالجات آنها . باب يازدهم در بيان احوال بينى از تركيب و وضع و قوت شامه و منفعت اينها و مرضهاى بينى و اسباب و علامات و معالجات آنها . باب دوازدهم در بيان احوال دهان از تركيب و وضع و قوت ذوق و منافع آنها و امراض اعضايى كه اجزاى آنند و اسباب و علامات و معالجات آنها . باب سيزدهم در بيان احوال حلق و آلتها و آواز دم زدن و چون لهات و لوزتين و حنجره و قصبه و شش و حجاب از تركيب و منفعت و وضع آنها و امراض آن اعضايى كه اجزاى آنند و اسباب و علامات و معالجات آنها . باب چهاردهم در بيان احوال دل از تركيب و وضع و مزاج و حركت و منفعت آنها و علامات امزجه مختلفه وى و امراض قلبى و اسباب و علامات و معالجات آنها . باب پانزدهم در بيان احوال مرى و معده و ثرب و صفاق از تركيب و وضع و منفعت آنها و امراض اين اعضا و اسباب و علامات و معالجات آنها . باب شانزدهم در بيان بعضى امراض كه اكثر اطباى اين ممالك تخصيص آن را به عضوى معين مناسب نداشتهاند و به مناسبت بعضى امراض ذكر آن كرده اند و چون بعضى ديگر و اغلب حكماى هند آنها را از امراض معدى مىدانند ، بنابراين ما در باب جدا ، در باب امراض معده آنها را ذكر كردهايم تا همچو خاتمه و ذيلى بود مر آن باب را و هر دو جانب مرعى ماند . باب هفدهم در بيان احوال جگر و مراره از تركيب و وضع و مزاج و منفعت آنها و علامات امزجه مختلفه كبد و مراره و اسباب و معالجات آنها . باب هيجدهم در بيان احوال سپرز از تركيب و وضع و منفعت اينها و امراض و اسباب و علامات و معالجات آن .