بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
240
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
مردم ضعيف را بر نمناكى نشستن و خفتن به اعصاب و عضلات ايشان مضر بود ، بستر نرم و خشك انسب باشد و اگر شباكى بر روى حوضى نهند و بستر آن را بر روى آن شباك افكنند و چنان بود كه لباس او تر نشود نيكو باشد . و در زمستان هواى مسكن او را معتدل بايد داشتن تا از گرمى آن زكام نكند و آن سردى از جهت ضعف تن به رنج نباشد . و در تابستان در محلى خنك غير متعفن او را ساكن بايد ساختن و بهترين مسكن در تابستان آن بود كه باد شمالى و آب در وى گذرد . و اما خانه را كه آب در آن گذر نداشته باشد و شمال را در آن قمر نباشد بايد طغارهاى بسيار را پرآب كرده كه در وى نهند و اگر ميسر شود كه يخ و برف بسيار هم در حوالى و اطراف وى نهند بهتر بود و زمين و روى ديوار خانه را به آب و گلاب و سركه تر دارند و شاخ هاى بيد تر بسيار بيفكنند و برگ بيد تر بر روى بستر او پراكنند و هرچند ساعت تازه سازند و بادبزنها را به آب و گلاب با عرق بيدمشك تر كرده همواره مىجنبانند و نمىگذارند كه عرق كند و تمام درون خانه را اگر به گل تازه و خوشبويى كه پنبه دخ در آن باشد تازه تازه اندوده مىكنند بسيار نيكو بود و در شيب زمين ها كه حفر كرده باشد و هواى آن گشاده و منفذهاى بسيار بود و بسترهاى خنك معطر آسايش كردن بسيار مناسب بود . و نقل از هواى گرم به هواى ييلاق عظيم نافع بود به تخصيص بسيار آب و ييلاق معتاد وى . و بايد كه بر حوالى فراش وى رياحين و عطرهاى خوش معتدل و ميوههاى تازه خوشبوى و گلها و رياحين بسيار بنهند از آنچه بوى آن او را خوش آيد و زكام از آن نيفتد چنانچه از بوى گل سرخ بعضى را بيفتد . و نزد او غناهاى ملايم و سازهاى خوشصدا به آهنگهاى ملايم ترىفزا جون راست و پنجگاه و عراق به كار مىدارند و تفريح خاطر او بدانچه ممكن باشد مىكنند تفريح و طرب معتدل ممتد . و از هرچه محلل و خشكىفزاى باشد از حركات و خورشها و اعراض در ذبول بيشتر از آن اجتناب فرمايند كه اوايل و به هيچ وجه بر خلاء خواب نكند و چنان مراعات اين حال كند كه اگر شبها دراز باشد و در نصف شب طعامى نيكو گوارنده بود و خواب بر قاعده كرده و به غذا محتاج شده ، غذاى مناسب در آن حين اندكى بخورد و بعد ساعتى باز خواب كند . و آن را كه در خواب آمدن قسورى باشد اهتمام عظيم در خواب آوردن او كنند كه تحليل و تجفيف و مضرت بىخوابى عظيم است و تدبير آن به تقريب مذكور خواهد شدن ان شاء اللّه تعالى . و مخفى نماند كه در علاج ذبول تقرب به خواص ادويه و غيره جستن اولى بود و تجربه كامل شاهد اين معنى گردد و حكماى هند را در علاج اين مرض و ساير امراض مزمنه طريقت همين است . حكايت ( شاهد ) : ديدم غلام هندى نوبالغ را كه تب دق به ذبول انجاميد در پاييز و به هدايت ايشان حضرت فرمودند كه نان خواه در آب خالص مىجوشانيدند غلبه و آن را مىپالاييدند و مىگذاشتند تا صاف مىماند و بر ناشتا يك شربتوار نيك از آن در مىكشيد و غذايى كه مطلوب او بود از شورباهاى مرغ بىقاتق مىخورد به قدر اشتها روزى دو نوبت و ساكن مىبود چون چند روز چنين كرد صحت يافت . و هنديان در اكثر تبهاى لازمهء مزمنه اين شربت