بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
236
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
فرمودى ، به همين آن ورم تحليل يافت و خلاص شد . حكايت : صبيه سيزدهساله در رى بود و ورم رحم داشت و از جستن از بلندى پيدا كرده بود و همواره المى اندك از جانب چپ در قرب ناف دريافتى و تبى نرم لازم بر اثر آن ظاهر شده بود و گاهى مخفى و گاهى چنان نمودى كه سرمايى به پشت برمىآيد و سر دستوپاىها نيز اندكى خنك شدى هر روز يك نوبت و بعد از آن حرارت ظاهر شدى و مدت آن دراز گشت و به ذبول انجاميد و تصور چنان مىكردند كه دق است و به خنكىها علاج مىكردند مفيد نبود و بعد هفت ماه ذبول به نهايت رسيده و ضيق نفس پيدا كرد و هر لحظه نفس منقطع شدى و ريم در بول گاهى نمودى و هلاك شد . و مرا به تجربه چنان تحقيق شده كه ذبول ورمى را تب آن در ظهور و خفا مختلف مىباشد و گاهى سرما به دستوپاى و سر و بينى و پشت يافته مىشود قريب به فراشاى و در اين ملك گويند كه موى آنكس تيغ مىشود و ناخوش مىكند و خصوصا در وقت استعمال خنكىها و در دق را هيچ سببى از اين اختلاف نباشد . علاج دستور آن است كه در جميع اوقات و احوال دق در تبريد و ترطيب كوشاند و به غذاها و شربت ها و دواهاى خنك سرد كرده و به اعراض ترىفزا و تسكين در مسكنهاى سرد و تر خوش هوا گشاده فضا به وقت گرما در مسكنهاى معتدل الحرارت در سرما و از جمله آنچه خشكىفزاى باشد از اعمال و اعراض اجتناب عظيم واجب دانند و از هرچه او را نفرتى و تعضضى مىشود دور دارند . و چون اين مرض از نضج و استفراغ مستغنى است به هيچ وجه حال تدبير و تجويز هيچ استفراغ نكند و عرق و اسهالى كه گاه واقع شود منع كنند مگر وقتى كه مركب افتد كه در آن هنگام اگر ورمى باشد به نضج آن كوشند و يا تحليل نمايند به حقنها و شيافها و ضمادها و خورانيدن دواها و استعمال آبزنها . و ليكن چنان مبالغه نكنند كه اشتعال دل را زياده كند گرمى آنها و يا غلبه عنف و علاج مشترك كنند و اگر تب عفونتى باشد بعد از رعايت اشتراك در تدبير فى الجمله از نضج و تحليل خلط غافل نباشد و اگر احتياج به استفراغى از جهت رفع عفونت باشد به رفق تمام به ملينى معتدل تليين فرمايند و منع عرق نكنند مگر هنگام كه به ذبول انجامد كه آن هنگام مطلقا علاج دق فقط بايد كردن و در استعمالات هيچ مضعف و مرخى و مفسد معده ندهند و ضرر ضعف معده را در اين مرض عظيم شناسند چه نظر در جمله تدابير دق بر منع افراط تحليل و رسانيدن عوض است و آن به معونت آسودگى و اجتناب از هر چيز خشكىفزاى و نيكى هضم ميسر گردد و ليكن تقويت معده به گرمىها مطلقا نشايد كردن كه حرارت را اشتعال دهد و غذاى آن مقدار كه حاجت بود به دفعات دهند تا طبع احتمال آن كند و به يك بار بر طبيعت بار نشود كه موجب افروخته شدن حرارت و ضعف گردد و مقصود فوت شود و بعضى از مبتديان اطبا چون بيند كه بعد غذا حرارت موقوف اشتعال مىيابد ممكن بود كه غذا از او بازگيرند و يا تقليلى بازآورند و يبس و ضعف مريض زياده گردد و حرارت بيشتر شود و به زودى هلاك گردد . و اگر به زيادتى تسكين حرارت دل احتياج افتد خرقهاى كتان را به صندل و گلاب و آب گشنيز و آب برگ عنب الثعلب و آب حى العالم و آب برگ خرفه آنچه يافت شود با اندكى روغن گل يا بنفشه يا نيلوفر ضم كرده ، تر كنند و بر سينه و جگر او طلا كنند و چون گرم مىشود مكرر مىسازند در شبانهروزى پنج شش