بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
227
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
علامت آن مقاربه وقوع غشى است و سقوط قوت و اختلاف احوال نبض در سقوط و سرعت به جهت غلبه برد در اول حال و غلبه حرارت بعد از آن و در اكثر حال نبض او شديد شبيه بود به نبض خداوند ذبول يعنى صلب و دودى باشد و از علامات ديگر حميات چيزى ظاهر نباشد . علاج آن اولا تدبير غشى است چنانچه در محلش مبين است . بعده غذاهاى زودگوار دادن مثل ماء اللحم و اگر شراب با آن بياميزند قوت را زود به جاى آورد و چون از غشى بيرون آيد و قوت باز به تن آيد و حرارت باقى باشد به سبيت مذبولى غذاهاى و شربتهاى خنك و ترىفزا بايد دادن به قانون علاج ذبولى . حمى يوم جوعى جهت سببيت گرسنگى مر حمى را گرم و تيز شدن بخارات بدن است به تاثر حرارت داخل به سبب نايافتن غذا و تحليل يافتن رطوبت بخارات لختى . علامت آن مقاربت جوع مفرط است و صغر و ضعف و صلابت نبض و مشابهت بشره به بشره اهل تعب . علاج آن نخست خورانيدن طعام مناسب است . ليكن اول اندكى از حسوى كه به كشك جو و اسفناج و كاهو ساخته باشند بايد دادن و بعد از هضم آن اسفيداجات و غذاهاى خوشگوار معتاد . و در اين اثنا گاهى بين الطعامين استحمام معتدل و يا غسل به آب فاتر فرمايند و بعد از آن روغنهاى خنك بمالند و هرچه ترى فزايد نيكو آيد . حمى يوم عطشى جهت سببيت تشنگى همان است كه در جوع گفته شد لكن سببيت اين اقوا است جهت غلبه حرارت و يبس جگر . علامت از خشكى لب است و حصول عطش و ضعف و صغر و سرعت نبض با اندك صلابت و عدم علامت ديگر حميات . علاج آن تجرع آب سرد است اندكاندك و مضمضه و غرغره كردن و پاىها و دستها اندر آن نهادن و عصاره كاسنى كه قدرى گل خشك سوده در آن پاشند بر جگر طلا كردن و محل طلا را به باد زدن خشك داشتن و ميوههاى سرد و تر خوردن و غذاهاى خنك و ترىفزا خوردن ، به تخصيص دوغ گاو كه مغز بادرنگ در آن ريزه كرده باشند و نان خشك تريد كرده و اشباه آن چنانچه قبل از اين معلوم شد . و غسل و مكث در آب سرد اگر مانعى نباشد بهترين تدبير است و همچنين آسايش و خواب در هواى سرد و تر . حمى يوم سدّى جهت سببيت بسته شدن مجارى عروق ليفيه و يا سواقى و دهنهاى آنها مر حمى را جمع شدن بخارهاى گرم است به سبب طول حقن فضلات و صعوبت تنفس و گذر روح اندر تجاويف و حدوث اين سده يا از غلبه اخلاط بود يا از لزوجت خلط يا از غليظى يا از چيزى فزونى مثل ثولول و غيره و يا از آماسى كه به مجاورت مجارى را تنگ سازد . و در همه انواع حمى يوم بيم آن بود كه به دق منتقل شود الا در اين نوع به تخصيص كه امتلايى بود به واسطهء غلبه مواد در بدن . و گاه باشد كه اين تب سه روز باشد اگر سده قوى باشد و گاه باشد كه عود كند به طريق نكس به جهت بقيه سده كه تمام تفتيح نيافته بود و گمان افتد كه نايبه است و بسيار منتقل به سونوخس و عفونى گردد