بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
202
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
اگر زمين را برجوشانند كشنده باشد . و اگر اندر براز زرد رقيق پارههاى پوست پديد آيد چون پوست مغز باقلا كشنده بود . و اجابت صفرا اندر اول بيمارىها نيك نباشد . و بسيارى تقاضا و اجابت مضعف بود و چون بيمار از آنها راحت و خفت نيابد زود هلاك شود . و آمدن رنگهاى گوناگون نشان غلبه اخلاط مختلفه باشد و بدين سبب از درازى بيمارى خبر دهد . و اسباب تغيرات براز اكثر مذكور شده سابقا . و پيچيدن نفخ در شكم و هر سو حركت كردن و نيامدن بيم حدوث قولنج بود و دليل ضعف قوت روده و بدى هضم باشد . و به سهولت جدا شدن با كمبويى دليل نيكى قوت جمله بود و با بدبوى دليل امتلاء بود يا ادخال . سى و يكم از حال بول . بول سياه چون بر سياهى خود قرار يابد به تخصيص در تبهاى حاره اميد خلاص نشايد داشتن و آنچه در اول مرض سياه شده باشد بدتر باشد . و اگر رسوب آن بول هم سياه بود زود كشد و آنچه راسب بود بدتر باشد و اگر چه سفيد هم باشد . و اگر صافى بود اميدوارتر از معلق هموار باشد و اگر چه بدرنگ بود . و رسوب زيتى كه نه از پس رسوب سياه پديد آيد بد باشد همچو رسوب سياه كه از پس زيتى پديد آيد و زيتى آن بود كه از زردى به سبزى گرايد . و بول سياه كه از سياهى بگردد و به زردى و غليظى گرايد يا سرخى به غايت بد باشد و بول سياه هرچند كمتر بود و يا غليظتر بدتر باشد و رقيقى و غلبگى آن نشان قوت طبيعت و دورى مرض بود . و گفتهاند كه هرگاه خداوند بول سياه و غليظ طعام لطيف آرزو كند نشان قرب موت بود . و اگر بول سياه بىبوى بود و اندر ميان شيشه ثفلى بود معلق كرده شده و به هم جمع آمده و اندر زير سرهاى پهلوها آماسى باشد و پهلوها كشيده مىشود و بيمار عرق كند نشان نزديكى موت بود . و رسوب سياه كه به ابر ماند و ميل به بن شيشه دارد نشان قرب موت بود . و رسوب پيوسته و هموار اگر چه بدرنگ بود اميدوار تر از رسوب ناهموار بود و اگر چه خوشرنگ باشد . و بول سرخ و غليظ اگر رسوب نكند و صافى شود سخت بد باشد . و آنچه سرخ و رقيق بود از درازى بيمارى خبر دهد ليكن اكثر به سلامت بود . و محمد ذكريا در كتاب حاوى مىگويد كه ممكن نيست كه بول سياه و يا سرخ رقيق بود از جهت آنكه اسباب سياهكننده و سرخكننده اسباب تغليظاند مگر آنكه از خارجى سببى مر لون را يا رقت را وارد شده باشد . و اين سخنى متين است و ليكن مراد رقت قوام فى الجمله بالنسبه است تأمل . و آنچه رسوب آن سفيد بود و اگر چه سرخ آن بسيار بود با سلامت باشد . و آنچه رسوب آن سرخ باشد اميدوارتر باشد از ديگر رسوبها . و سرخى رسوب نيز مخبر از طول مرض باشد . و سرخى صفراى بول آنجا كه صفرا شوريده نباشد يا وقت بحرانى باشد و علامت خير ظاهر باشد بد نباشد و برعكس به غايت بد باشد . و بول كه به خوناب ماند در امراض حاره كشنده