بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
190
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
هر ساعت تر كردن و بعد از آن زفت رومى نرم كرده طلا كردن و تكرار مداومت اين اعمال نمودن . و غذايى كه خون غلبه و متين از آن حاصل شود از معتاد خوردن و تقويت معده كردن و همواره روغن مسمن ماليدن نافع آيد بعد ماليدن لته خشنى بر آن و شيرى كه خراطين در آن پخته باشند ماليدن مفيد باشد و روغن بلادر يا سه برابر روغن كنجد آميخته اندكاندك ماليدن قوى بود . بيان دهن مكرم از عمل اهل هند جهت بزرگ و فربه ساختن اعضا به تخصيص آلت تناسل : بگيرند اير الحمار جوان و پارهپاره سازند و در قدحى بزرگ كنند و شير گاوى بر آن ريزند و بگذارند تا عفن شود و كرم گردد ، آن كرمها بگيرند و با خراطين كوفته بجوشانند و صاف آن را روغن برافكنند تا آب برود و روغن بماند آن را با ربع آن روغن بلادر به كار مىدارند به دستور . تدبير رفع فربهى مفرط سبب اين ترى مزاج و غلبه خون متين و نيكى هضم و ترى اعضا بود . و مضرت فربهى مفرط آن است كه نشست و خواست دشوار گردد و رگها و شرايين به گوشت فشارده شود و بدان جهت روح را مجال ترويح كم گردد و مزاج او فاسد شود و بعضى را بيم بود كه از غلبه خون رگى باريك طاقت نياورد و به اندك حركتى گسسته شود و در تجويفى مثل دل يا دماغ ريخته شود و به فجات بكشد . فربه مستعد سكته و فالج و خفقان و غشى و ضيق النفس و حمى مطبقه و حصبه و جدرى و فلغمونى و امثال اينها باشد و از گرسنگى و تشنگى زود متضرر گردد . و كممنى و كمفرزند باشد جهت ضيق مجارى و امتلاى آن . و از بيمارى بد خلاص شود و دارو در او بد عمل كند و حرارت غريزى او چون بهواسطه غلبه رطوبت فضليه ضعيف است از جزوى مرضى و تعبى محلل ، ضعف كلى در او پديد آيد . و زنان فربه كم حمل بردارند و اگر پديد آيد اكثر از شكم برود و تعفن بيغولهاى ران فربه را بسيار افتد . علاج خوردن چيزهاى تلخ و شور و نيك و ترش و كمرطوبت و كمغذا و قليل المقدار بود و رياضت كشيدن به غايت نافع آيد بر سبيل عادت و مخدرات خوردن گاهگاهى مناسب آيد و حركات محلله به افراط بعد العادت و ادويه مجففه به غايت مفيد باشد و توطن در هواهاى خشكىفزا مناسب بود . و خوف عظيم بسيار فربهان را به غايت لاغر ساخته بىتدبير ديگر و بر آن ماندهاند و غم ممتد هم مضعف بود . و برهنه بر ريگ نرم نشستن و در ميان آن خفتن و بر اعضا بستن خصوصا كه زيره و برگ مورد در آن باشد تدبيرى قوى است . و فصد نزديك نزديك و مسهلات قويه متعاقب آنها به احتياط هم صواب بود و تدابير خشكىفزا كه در ابواب مقدمه معلوم شده جمله نافع آيد . و مخفى نماند كه در هيچيك از فربه كردن و لاغر كردن تعجيل و عنف نتوان كه به وحشتى بدتر كشد و به رفق و مداومت ، علاج با حسن وجوه حاصل شود . و اگر خواهند تا يك عضو را لاغر سازند بايد كه خون را از آن لختى بازدارند به افراشته داشتن و ريگ و زيره نيم گرم مىبندند و مخدرات و قوابض تضميد و تكميد مىكنند و مواد را به جانب مخالف آن مىكشد به محجمه و سده و غيره و اللّه اعلم بالصواب .