بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

184

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

و هواهاى سست و نمناك ، وضح و برص را زياده كنند و ادخال و درهم خوردن و بىترتيب خوردن چون تقديم طعام كثيف بر لطيف جمله در اين مرض به غايت مضر باشد و حذر از اين نوع چيزها ركنى بزرگ بود در اين علاج . تدبير رفع صنان سبب گند بغل فضلات بخارات بود كه از حرارت دل فى الجمله تعفينى و تلطيفى يافته‌اند و طبيعت آن را به جهت تخلخل اين موضع و قرب جوار و قابليت آن بر او دفع مىكند . پس هرچه به سبب زيادتى بخارات بود از امتلاات و ادخال و يا به سبب زيادتى حرارت دل و جگر بود از حركت‌هاى عنيف و غذاها و دواهاى گرم و يا به سبب بدبويى عرق باشد مثل خوردن حلبه و پياز و انگزد و امثال اين‌ها همه گند بغل را زياده سازند و گوشت گاو بالخاصيه گند بغل زياده سازند و تاخير غسل از جنابت و حيض هم اعانت مىكند بر بوى بغل به سبب آن كه فضلات در حين جماع و اوقات حيض حركت كرده اند به جانب خارج و لختى از آن در مسام جلد مانده و متعفن شده . علاج اولا به رفع سبب بايد كوشيد به تقليل بخار و تعفن و بعد از آن چيزهايى كه رفع نتن آن مىكند مدتى ماليدن مثل مردارسنگ به گلاب ساييده و گل سرشوى به گلاب آغشته و عصير برگ موهيه و مورد و خاكستر مورد به گلاب تر كرده و گل خشك سوده به آب سرشته و مرمكى در گلاب حل كرده و توتيا به گلاب يا به آب ساييده و خاكستر كاه كه نقره در آن روباصه كرده باشند يا سرب‌هاى سوخته كوفته و به گلاب سرشته و امثال اين‌ها ، قريب هفته را بوى كم كند به تخصيص خاكستر كاه و طيبى كه آن را عرق شكن گويند و آن را در گلاب و صندل و مشك و عنبر و كافور و توتيا و هر تركيب كه كنند پيوسته ماليدن بسى نيكو بود و استحمام متواتر در سرما و غسل به آب‌هاى سرد در گرما هر روز مفيد آيد و به خاكستر شستن هم نيكو بود . و آنجا كه نتن زياده از دستور و عادت شخص باشد استفراغ بدن از خلط عفن و تقويت فم معده و تقليل غذا و تعديل مزاج به غذاهاى كم‌فضله و خوشگوار لازم بود . و اعتياد به دواهاى قوى مخدر كه حفظ اخلاط از تعفن كند مثل حب الشفا و حافظ الصحت و غيره واجب باشد و خوردن چيزهاى كه بوى عرق را خوش كند نافع آيد . تدبير رفع گند عرق سبب آن تعفن اخلاط بود و گاه بود كه سبب خوردن دوايى و غذايى باشد و يا تاخير غسل جنابت و حيض و قلت شست‌وشوى چنانچه در صنان معلوم شد . علاج آنجا كه سبب تعفن اخلاط باشد ، تنقيه و تعديل مزاج بايد كردن و تميز خلط عفن به بوى و رنگ عرق بايد كردن . و آنجا كه اسباب ديگر باشد ترك آن‌ها كافى بود و خوردن چيزهايى كه عرق را خوش‌بو مىكند چون مشك و سليخه و زردآلو و كرفسيات و گل سرخ و گلاب و عرق بيدمشك و كنگر و فلنجمشك و شاهتره و دارچينى و مرمكى و جوزبوا و قرنفل و هليون و جوز و باروك و ترنج با پوست و عنبر و صندل بعد از تنقيه