بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
176
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
قوى و ممتد به صلاح آيد . و مقصود از اين سرخى كه گفتيم سرخى است كه در آن محل حاصل نباشد و الا اگر ماده دموى سبب بوده باشد لون آن موضع سرخ خواهد بود و بدين امتحان مشخص نشود ، و ليكن در تشخيص دموى ملاحظه همين حال كفايت باشد و بر عسر قبول علاج دلالت كند . و در داء الحيه چون فساد جلد بيشتر است به هر وجهى اصلاح آن اصعب بود و بلغميت در ماده داء الثعلب بيشتر باشد . علاج در جمله اولا استفراغ خلط موذى كنند ، آنگاه اصلاح موضع به تيزابكارى نيكو و تدهين متعاقب آن تا پوست نيكو برخيزد و غرغره كردن هر روز چندين نوبت به خردل در سركه سوده و به آب شلغم و سركه كه تخم كوفته آن در آن باشد و به عسل و زنجبيل و سكنجبين عنصلى و رب توت سياه و ربهاى حوامض مناسب بود و اندكى بيرورس نيز درون بينى ماليدن هر روز نافع آيد و علق افكندن بر موضع داء مكررا بسى مفيد بود و متعاقب از ادويهء نابت موى ماليدن نافع آيد و هر غذا و دوا و شربت كه مولد خلط سبب علت باشد حذر واجب بود و امتلاء و ادخال در اين مرض عظيم مضر بود . و علفهاى شيردار چون شير انجير و شبرم و ماذريون و امثال اينها بر آن موضع زدن چندانكه آبله كند آنگاه آن را به روغنهاى مناسب اصلاح كردن عظيم نافع آيد . و زهره روباه در اول و خاكستر مار در دوم طلا كردن به مناسبت فايده بخشد و سوده ورق مار نيز در داء الحيه نافع بود و همچنين مرق آن نيز طلا كردن بعد از رنجانيدن در روغن مار و عقرب ماليدن عظيم مفيد آيد و ترياق فاروق و كامل و اشباه اينها خوردن مفيد آيد . و هر دوا را كه در اين علت طلا مىكنند مىبايد كه نخست محل مرض را به لته خشن نيكو بمالند و برنجانند آنگاه طلا كنند . و گويند طلا كردن مغز سوخته شفتالو و مغز سوخته زردآلو و زبل موش و پيه خرس و مغز سوخته فندق و گوگرد و ذراريح و خردل و كاهك عاشقان تر جدا جدا و يا تركيب كرده و به شيره تيوعات خلط كرده و در سركهء نيز سرشته بسى نافع آيد و آنچه آبله كند انفع بود . تدبير رفع جعد موى آنجا كه سبب آن پيچيدگى منافذ موى و مسام بود يا سختى پوستى كه محل آن است سبطى قبول نكند . و آنجا كه سبب گرمى و خشكى مزاج بود ، علاج آن است كه تعديل مزاج كنند به خوردن غذاهاى سرد و تر و مايل به اعتدال و بخارانگيز چون سر و پاچه و گندمينه و روغنهاى معتدل و به افعال ترى فزاى و ادويه كه در آن لعابى و لزوجتى باشد بايد كه پيوسته بر موى ماليدن و بدان مىشويند و اگر اول روغنى نرم نيم گرم بر بيخ موى چكانند و به آب گرم بشويند و بعده لعابها به كار دارند انفع بود . تدبير رفع سبطى موى سبب آن رطوبت مزاج و هوا بود . علاج تعديل مزاج كنند به چيزهاى خشكىفزا ، آن گاه چيزهاى قابض از مورديات و هليلجات بر موى مالند پيوسته و چيزهاى نرم دور مىدارند و از هواى تر حذر نمايند و بذر البنج و شبت و مازو و مردار سنگ و اشباه