بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

162

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

و بهترين ديوچه آن بود كه در آب صافى خوش باشد و آنچه در آبى باشد كه ضفدع در آن مىباشد و بر روى آن سبزى رسته كه آن را طحلب و خره گويند هم نيكو بود . و بايد كه ديوچه به شكل چون دنبال موش باريك بود و سرش كوچك و شكمش سرخ باشد و پشتش به سبزى گرايد . و آنچه از آب‌هاى بد گيرند و رنگ را كحلى بود يا سياه يا بر پشت او خطهاى لاجوردى باشد و مانند بوقلمون بود بد باشد . و بعضى از حكماى هند اين صنف از زلو را زهرناك يافته‌اند و گويند از مزيدن آن عضو را آماس‌ها و ريش‌هاى بد و تب و غشى و خون آمدن به افراط و امثال آن تولد كند و احتياط آن است كه نخست او را اندر آب پاك گذارند تا شكل و لون او معلوم گردد و بدانند كه از كدام صنف است و اللّه اعلم . اما در شرط اذن يعنى آچيدن سرهاى گوش . بايد كه مريض رومالى نرم در گردن كنند و لختى آن را تاب دهند و سر فرود آورند تا خون به گوش ميل كند . بعده سر گوش‌هاى او را نيك بمالند و هواى موضع را به قدرى گرم دارند ، آن‌گاه چون سر گوش نيك سرخ و دميده شده به استره تيز بياچنند هر دو سر گوش را و به هر گوشى چهار زخم يا پنج زخم يا شش زخم زنند به مقدار مطلوب و در طاق و جفت مختلف بايد زدن و از هر دو يك بار ستدن خون اولى بود و اگر تقديم و تأخير كنند هم توان بلا فترت كلى . و در بعضى حالات كه مانعى از جانبى باشد و يا صلاح تنقيه يك شق بود ، يك گوش هم توان انچيد و بايد كه در آن حين پوست سر گوش را به انگشت گرفته از غضروف گوش دور داشته بياچينند تا سر تيغ به غضروف نرسد كه زخم آن به درد . و بايد كه زخم‌ها را بسيار دور از هم و بسيار نزديك يكديگر نزنند و فاصله به مقدار طول گندمى نيكو بود و آچيدن را از نصف بالايين نگذارنند . و چون خون از مقدار كفاف زياده آيد رومال را دور كند و راست بنشيند و پنبه پاره بر زخم‌ها بگيرند و اگر به آن‌ها نيز باز نايستد به آب سرد روى بشويد و گردن و سر را خنك سازد و بازوها را به تسمه ببندد . و اگر از غلظت نمىآيد و مىبندد ، آن را هر لحظه بسترند و زخم‌ها را لختى رنجانند و بعد ايستادن رفاده از پنبه كهنه بر سرهاى گوش بچسبانند و بگذارند تا بدان خشك شود و احتياط كند تا پيش از وقت كنده نشود و هرگاه زخم‌ها درست شود خود بيفتد . و آنجا كه اين نوع استفراغ يك نوبت كافى باشد تكرار نتوان ، به وجه ديگر مدد رسانند . اما در راندن نفاس و طمث آنچه به كار بايد در باب امراض النسا به تفضيل مبين گردد ان شاء اللّه تعالى . اما رعاف پديد آوردن يعنى خون از بينى راندن . بايد كه آن‌كس را در بينى جراحتى نباشد و كثير الرعاف نبوده باشد و دماغ او را نيز ضعفى نبوده باشد و سفيدپوست و زرد و كم‌گوشت نباشد و در اسافل او علتى و جراحتى و آفتى نباشد .