بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
160
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
بيان لاذوق : بگيرند دم الاخوين كه آن را خون سياوشان گويند و انزروت و قلقطار و گلنار و اقاقيا و صبر و كندر و كتيرا از هريكى جزوى و صمغ عربى دو جزو و جمله را نيكو بكوبند و نرم بيخته به سفيدهء بيض بسرشند و آن را به پشم خرگوش يا خانه عنكبوت يا قز نرم كرده آلاييده بر جراحت و گرد آن بنهند و ده روز نگشايند . و اگر گاهى عضو بسته را استراحتى بايد ، لحظه دست محكم بر سر آن بنهند و بند را بگشايند و باز بعد لحظه همچنان ببندند و بعد ده روز آن دارو را به رفق بردارند . اگر خون هنوز ساكت نشده باشد ، باز لاذوق نو بنهند و ببندند و به هرچند روز ملاحظه كنند به احتياط تمام تا جراحت بسته و محكم گردد و اگر بر بالاى دارو و سر رگ چيزى به شكل نصف پوست جوز از ارزيز يا سرب ساخته بنهند و بر بالاى آن بندند نيكو بود ، چو به طرفين خود هر دو سر شريان را از خون آمدن منع كند . و جالينوس دواى كندر را بهتر از اين لازوق داند . بيان داروى كندر : بگيرند كندر صاف و سحق و نخل نرم كنند و به سفيده خايه مرغ سرشته ، به همان دستور بر جراحت مىنهند . و در اين اوقات طبع مفصود را رعايت بايد كردن تا نرم نشود و به اعتدال بهتر باشد . و چون با اين تدابير همچنان خون آيد به قوت از دست ديگر رگ باسليق يا اكحل ببايد زدن ، اگر قوت وفا كند و مانعى ديگر نباشد . و اگر بدين هم ساكن نشود جز اين تدبير نبود كه شريان را ببرند و داغ كنند . و علامت آنكه جراحت به شريان افتاده آن است كه حركت بستن خون به انضمام باشد همچون حركت نبض و چون اشقر و رقيقتر باشد از خون عرق . و اگر گوش به جراحت نزديك دارند و از حركت خون بتوان شنيدن چنانچه گويا برمىجوشد و در حال نبض ضعيف شدن بگيرد . و بسيار بود كه بسته شدن خون اين جراحت به بسته شدن سر شريان نباشد بلكه به بسته شدن گوشت بود بر سر شريان و اين هنگام از آن گوشت بر سر رگ بثره پديد آيد نرم و نازك ، چندانكه جوزى بزرگتر و اگر گوش به دو نزديك دارند احساس حركت خون در ميان آن بثره بتوان كردن و اطبا آن را نبت الدم گويند از بهر آنكه پر از خون شريانى بود و هرگاه كه داروهاى قابض بر او نهند و مداومت كنند محكم شود چنانچه آواز خون از آن نشنوند . جالينوس گويد شخصى را ديدم كه به مداومت برف نهادن بر آن مدتى آن را محكم ساخته چنانچه آواز حركت خون از آن بر طرف شد . و تفصيل منافع آورده و شرايين و طريق بريدن و داغ كردن رگها و شريانها و درست كردن جراحتها جمله به محل خود مذكور خواهد شد ان شاء اللّه تعالى و در بحث جراحتها نيز بعضى از علاج بستن خون مذكور گردد و نم اللّه توفيقو اما در حجامت بايد كه در نقصان ماه بود و اولى شانزدهم است تا اخلاطى كه با خون در پرى ماه به جلد ميل كرده و هنوز تمام با خون به درون بازنگشته بيشتر آن برآيد . و در حين چاشتگاه اولى بود مگر آنكه ضرورت به خلاف اين اوقات كنند كه آن هنگام مختارند .