بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

159

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

معتدل به لته ببندند و گذارند تا رفاده بر آن خشك شود و به عضو مفصود چندان حركت نبايد كردن كه سر رگ محكم شود تا ديگربار به زور خون روان نگردد . و اولا خون را كه مىبندند محل فصد را بلند بايد داشتن تا خون به آنجا زور نياورد . و عطر و لخلخه از سر رگ دور بايد داشت مگر وقتى كه رگ باد گيرد كه آن هنگام رفاده به گلاب و اندك سركه تر كرده بر آن نهادن و بستن اولى بود . و آنجا كه مطلوب بيرون كردن خون به دو دفعه بود اندر يك روز ، پنبه بر سر رگ بايد نهادن و بستن تا دهن رگ به هم نيايد و نيشتر را چرب كرده فصد كنند و مورب يا از پهنا زنند اگر باريك نباشد . و كرت دوم خون كمتر بايد بيرون كردن و بين الفصدين خواب نشايد كردن و راحت بايد جستن و شربت مقوى مناسب به كار داشتن . و اگر روز ديگر خون بخواهند بگيرند مناسب آن است كه از شيب‌تر و بالاتر بزنند اگر مانعى نباشد و محل سابق ورم داشته باشد . و اگر دفعه دوم از جانب مخالف فصد خواهد كردن اولى آن بود كه بين الفصدين دو روز اقلا فصل سازند تا ميل ماده بدان‌جانب نيكو شود . تدارك خطاى فصد چنان بايد كه چون سر نيش به غشاى عصب رسد و آن محل آماس گيرد و باشد كه كزاز افتد ، مفصود همه تن خويش به روغن بنفشه و يا بادام چرب مىدارد و بر آماس بزرقطونا به آب گشنيز تر ضماد مىكند و اگر صندل سرخ و سفيد و شياف ماميثا به آن يار كند بهتر بود و لعاب بيخ درخت بشكال عظيم نافع آيد طلا كردن . و اگر آماس فرونمىشيند و صلب و سرخ‌تر مىشود ، علامت سهل بود . در اين حال اگر بر قوت مفصود اعتماد بود و هذيان و سرسامى نمىگويد ، رگ صافن همين دست و يا از دست ديگر رگ مقابل آن يا ديگرى بايد زدن و لختى خون برداشتن . و چون جراحت ريم كند و گذر تنگ باشد ، لختى گشاده بايد ساخت و رفاده‌ها متصل نهادن تا ريم دفع شود و عود نكند . و چون در اول رگ تنگ زده باشد و خون لختى در زير پوست ريخته باشد و موضع آن كبود شده ، تا اثر آن زايل نشود به آن دست هيچ كار عنيف نبايد كردن . و هرگاه كه كبودى كمتر مىشود و به زردى مىگرايد ، نشان خير بود . و اگر كبودتر يا سياه‌تر مىشود ، رگ صافن يا از دست ديگر فصد بايد كردن به شرط قوت و از ضمادهاى مذكور متصل بر آن محل نهادن و ادويه كه نشان‌ها زايل كند در باب زينت مذكور مىگردد . و استحمام و طلاى آب گرم اين كبودى را به زودى رفع كند . و چون سر نيش به شريان رسد در حال سر رگ را بايد گرفت و بند گشادن و دارويى كه او را لاذوق گويند بر آن محل نهادن و رفاده بر بالاى آن نهادن و محكم بستن و دست را بر بالشى بلند نهاده داشتن تا خون به دو ميل نكند و بازوى دست ديگر را يا پاى مقابل آن دست مجروح را به تسمه محكم بايد بستن تا خون به دو ميل كند و از جراحت بازگردد . و چون از بستن دست يا پاى غير مجروح به رنج باشد لحظهء بگشايد و آسايش دهد و ديگر ببندد و اگر به نوبت دست‌وپاى غير مجروح مىبندند اصوب بود .