بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
155
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
عسر قى تواندكردن البته قى او را اولى بود ، بايد كه بعد از خوردن مقى چيزى چند به دو بخورانند كه او را اكثر در خلط كردن و مشاهدهء آن تعضض و غثيان مىشود و همچنين حديث آن نزد او كند و برابر او آورند و بوى هاى كه از آن نفرت دارد از غير نجاسات بويانند چون بوى ماهى خام و بوى سريشم و امثال آن تا او را در آمدن قى مددى باشد و چرب داشتن حلق و گردن قبل از قى و همچنين در گرمابه شدن لحظهء و باد از حلق برآوردن به عنف جمله ممد مىدانند . و عسر القى را كه مجال بود انسب آن است كه سه روز پيشتر از قى ، هر صباح در گرمابه رود و شورباهاى چرب و لين ساخته به اسفناج و خبازى و برگ چغندر و اشباه آن بخورد . و محرور را قى بعد طعام خنك لطيف به چهار ساعت تقريبا بايد كردن و در آسودگى . و مبرود را قبل از طعام و بعد حركت با گرمابه معتدل . و بر جوع و عطش غالب و بر حركت عنيفه هيچكس را قى نشايد كردن چه اين جمله مانع قىاند و بسيار بود كه گرسنه داروى قى را به اسهال دفع كند خصوصا كه طبع او مجيب بوده باشد . و در جايى كه هواى آن سخت سرد باشد قى نبايد كردن . و از پس فصد و استفراغ دم تا سه روز عمدا قى نبايد كردن و اگر خود آيد بازنيبايد داشت و به دست مدد جايز بود . و در زمستان اگر حاجت به قى افتد در موضع گرم قى كند و بهتر به حمام بود . و از پس قى فى الحال هيچ طعام و شراب نبايد خوردن و آسايش بايد گزيدن چندانكه تن راحت يابد و اشتهاى نيكو پديد آيد و فضلاتى كه در معده مانده باشد تقليل پذيرد . آنگاه از لطايف اغذيه معتاده مخالف خلط مستفرغ به كار برد و روز ديگر مختار بود . و اگر بعد قى فى الحال به غذا محتاج بود هم از لطايف معتاده چيزى كه تعديل خلط مستفرغ كنند و خوشطعم بود اندكى خورد و همچنين شربتى اگر تشنگى غالب شود . و اگر بعد از قى و قبل از غذا به تقويت معده احتياج افتد ، يك مثقال مصطكى رومى سوده با اندك شكر و شراب آبى يا آب سيب خوردن نيكو بود . و مبروران و مرطوبان و كسانى كه قى ترش كرده باشد ، گلقند و گل انگبين مناسبتر آيد . و آن را كه بعد از قى سوزشى در معده پديد آيد ، به خوردن شورباى گرم چرب بىقاتق خصوصا شورباى مرغ فربه آن را زايل سازد . و آن را كه فواق پديد آيد ، مثانه گاو را پرآب كرده به فم معده تضميد كند و به معطسات عطسه آورد . و علاج باقى امراض كه تبع قى پديد آيد هريك به تقريب معلوم گردد ان شاء اللّه تعالى . اما در فصد بايد كه مفصود بسيار ترسنده نباشد كه از خوف نيش خون را در عروق حبس كند و يا از امراض نفسانى در خطر افتد چه بسيار هستند كه چون ديگرى را ببينند كه فصد مىكند ضعف و بىهوشى بر ايشان مستولى گردد و غلامى ترك را ديدم كه او را فصد كردند مطلقا خون نيامد و بىهوش شد و هنديان در اين باب بسيار زبوناند . و كسى را كه بعد از فصد غشى بد و يا بسيار مىافتد