بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
151
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
و اسن الماء و اشجار خبيثه و بطايح ، جمله بوييدن سركه پيازى و سيرى و مشك و بخور نارپوست و گز و بذر سپند بود على الدوام . و آنچه متعفن باشد تدبير آن ، تدبير هواى وبايى بود و ادويه قويه سميه كه حافظ الصحت بدان مداومت مىنمايد بعد العادت در اين جمله نافع آيد . تدبير هواى مسموم حذر از آن و پيوسته خوردن و بوييدن ترياقات و بر تن ماليدن و اعتياد تناول سموم . تدبير هواى وبايى آنچه عديل ندارد نقل هواست چه كمتر از لقلق و پرستوك نتوان بود . و اگر ميسر نشود چاره نبود غير از ترتيب مسكنى كه هواى آن را تعديل و اصلاح نمايند و به نوعى حفظ كنند كه هواى عفن بدانجا بسيار درنيايد و آنچه آيد ، اصلاح يابد تا ملاقات هواى عفن با دل و روح و اخلاط از راه مسام و نفس كمتر باشد و آنچه ملاقى شود سخت مضرت نكند . و بعد حصول مسكن مبادرت بايد نمودن به تنقيه بدن از اخلاط و فضلات و رطوبات قابل تعفن تا طبيعت در حفظ ما بقى از عفونت قوتى بايد . و بعد تنقيه مراعات مزاج بايد كردن به غذاهاى ترياقى ترش و سرد كرده و كمرطوبت و كمچربى به ادويه ترياقيه و سميه قويه معتاده و به مخدرات مقويه چون حب الشفا و امثال آن اندر ترشىها و يا بر بالاى طعام ترش به مقدارى كه فى الجمله تحذر كند تا تغليظ روح به وجه لايق و سكون اخلاط جهت منع قبول عفونت پيوسته باشد . و ترطيب مسكن چنان بايد كه خانهاى اختيار كنند كه هوا را اندر آن بسيار گذر نباشد و همواره در آن خانه چيزهايى ترياقى كه منع تعفن كند بسوزاند چون عود و عنبر و قسط و كندر و مصطكى و كهربا و سندروس و ميعه تر و پوست انارين و انيسون و آبنوس و انگژد و لادن و زعفران و مشك و سعد و ابهل و وج و اسارون و بادام تلخ و اذخر و اشنه و چوب صندل و مرو و گز و مورد و برگ آنها و زراوند مدحرج و طويل و جدوار و امثال اينها . و انگژد اندر سركه حل كرده هر شبانهروزى چند نوبت در اندرون خانه و بر درگاه و منافذ آن مىپاشند و متصل سركه پياز و سير مىبويند و اگر لته بدان آلايند و همواره نزديك بينى مىدارند ، بهتر باشد . و سركه پيازى و گندناى مدبر به سير و سركه و اشباه آن در خانه بسيار نگاه مىدارند و برگ و شاخ مورد تر بسيار اندكاندك به خانه مىافكنند و تازه به تازه و استفراغهاى خنك و مطيب به گلاب و غير آن بسيار نزد خود مىنهند و مىبويند و يخ بسيار در حوالى خود و اطراف مىدارند چنان كه هواى خانه را نيك خنك دارد . و اولى آن بود كه در درون اينچنين خانه مرتب پشه خانى از كتان سازند و فرش آن همواره از شاخ و برگ مورد تر كنند و تمامى آن كرباس را پيوسته به سركه پيازى و يا انگژه در سركه حل كرده تر دارند و بخورات مذكوره همواره در درون آن مىكنند تا نفوذ هواى عفن اندر آن كمتر باشد . و مع ذالك اگر پيراهن را نيز توانند كه به چيزهاى ترياقى آلاييه دارند همچو پشهخان بهتر باشد .