بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

146

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

افتد . و گاهى كه فضلات زياده بود ، سرما به پشت برآيد و باشد كه به حمى انجامد و تدبير اين به گرسنگى و دلك معتدل بايد كردن . و آنجا كه حرارت بود ، علاج اعيا تمددى بايد كردن . و آنجا كه حرارت نباشد شرب به آب ممزوج به مناصفه نافع آيد و در جمله حب الشفا و حافظ الصحت كافى و شافى باشند و اللّه اعلم بالصواب . تدابير امراض مفرط نفسانى سبب حدوث امراض نفسانى و مضرت افراط تام آن ها در باب دوم مذكور شد و آنچه بدان مرتبه در افراط نرسيده باشد هريكى را ضعفى و مضرتى در بدن واقع بود . اما غضب و شادى و لذت و اميدوارى و رغبت و انديشه مهمات همه تن مردم را گرم كنند و ترى فزايند ، جهت آنكه حرارت غريزى را برافروزانند و خون را اندر بدن بگسترانند و قوت روح و حرارت را به غايت تن رسانند و بدين سبب است كه در جمله رنگ و روى افروخته بود و بر مردم شاد اثر پيرى دير پديد آيد . و گرم كردن غضب تن را بيشتر از ديگرها بود تا غايتى كه گاه باشد كه خلط صفرا را بجنباند و رنگ را زرد سازد و گرمى زايد به اعصاب رساند و رعشه پديد آورد . و خجالت نيز خون را به ظاهر تن بگسترانند ليكن آن بعضى از رطوبت‌ها را تحليل كنند و به نحوى فرود آورد . و جمله اين‌ها مردم گرم‌مزاج و لاغر صفرايى را زيان دارد و مردم سردمزاج و آن را كه حرارت ضعيف گشته و تن پژمرده شده و خشكى پيدا كرده و رنگ و طراوت از وى رفته و قوت‌ها ساقط شده به غايت نافع باشند . و از لذت و شادى متواتر اكثر مردم را قوت بدن و اشتها و گوارش طعام بيشتر شود و بدين سبب فربه و تن‌آبادان و باطراوت گردند . و اما اندوه و غم و ترس و نااميدى و نفرت و هراس همه تن را سرد كند و خشكى افزايند ، جهت آنكه خون و حرارت را به قعر تن بازگردانند و قوت روح و حرارت را لختى از ظاهر بازدارند . و از اين سبب است كه در جمله رنگ روى رفته بود و بر مردم غمگين اثر پيرى زود پديد آيد . و سرد كردن ترس بيشتر از ديگرها بود تا غايتى كه گاه بود كه خلط بلغم را بجنبانند و رنگ را سفيد سازد و لرز پديد آورد . و از تواتر غم و خوف اكثر مردم را قوا ضعيف شود و اشتها برود و گوارش كم گردد و طراوت لون بر طرف شود و ضعف ابدان پديد آيد و گدازشى كه از ترس پديد آيد از غم بدان زودى پديد نيايد . و جميع اين‌ها مردم سردمزاج و ضعيف القوا و نحيفان را و كسانى را كه اخلاط گرم غليظ بسيار دارند و كسانى را كه يبسى در مزاج باشد و كسانى را كه حرارت غريزى ضعيف شده باشد زيان دارد . و مردم گرم‌مزاج تندخوى سريع الحركات و كسانى را كه ترقيق اخلاط شده باشد و هر سوى حركت مىنمايند و مرطوبات مفرط و دموىمزاج و كسانى را كه سخت حرارت غريزى برافروخته باشد سود دارد . پس چون خواهند كه افراط يكى از اين‌ها را باز دارند ، ايراد ضد آن بايد كردن ؛ چنانچه در غم مفرط او را به چيزى شاد سازند و برعكس و در غضب مفرط او را به