بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

140

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

سبب نكس مىشود . و به حركت معتدل و كم خوردن غذا و آب و به صلاح آوردن معده اولى بود زيرا كه اشتهاى خوب ملات نقاهت است و ضعف اشتها برعكس آن . پس هرگاه كه گرمىها و قوابض مسدده به كار دارد ، تحريك ماده و عود مرض لازم آيد . و بايد كه بيشتر به آسايش مشغول باشد و از انديشهء چيزى كه غم آورد دور باشد ، بلكه جمله اعراض مفرطه او را زيان دارد ؛ و ليكن تفريح ممتد ملايم او را نافع‌ترين چيزها بود و همچنين آنچه خون را بيفزايد . و از همه استفراغات و تحليلات مفرطه پرهيز واجب دانند به تخصيص از جماع كه در اين حين اضعف مضعفات معتاد است . و خواب روز اكثر ناقهان را مضر باشد جهت آنكه سستى تن آورد و بسيار خفتن حرارت غريزى را ضعيف كند و تب آورد و جمله تدابير لطيف‌كننده اخلاط زيان دارد . و بايد كه از خوردن ترشىها و سكنجبين ساده و گلقند و گل شكر و امثال اين‌ها حذر كند كه بسيار باشد كه ترشىها و سكنجبين سجح آوردند و مقويات مذكور تب بازآورند . و موى ستردن زود به زود و استره بسيار راندن بر سر زيان دارد . و در آخر نقاهت استحمام معتدل و شست‌وشوى به آب فاتر در هواى خوش مناسب بود . و سوارى و حركت معتدل او را به غايت مفيد آيد خصوصا در مواضع خرم و خوش‌هوا . و اما ناقه بالنسبت چون به شب عرق بسيار كند دال بود بر دو حال ؛ يكى بر ضعف هضم و ديگر به بقاى فضلات در بدن . پس بايد كه به رياضت سوارى معتدل و تنقيه به رفق و دفعات به ملينات لايقه و اشباه اين تدابير آن را دفع كند و چون در غير خواب نيز عرق آيد بلا سببى از خارج دال بود بر ضعيفى طبع و گشادگى مسام . پس به تقويت مزاج مشغول گردد و روادع موانع عرق از گلاب و گل خشك سوده و غيره بر جامه و تن مىمالند و تن را خنك مىدارد و از معرقات حذر مىكند و در سد مسام اندك مىكوشد به تقويت جلد و مسام و مزاج و قوت ماسكه . و چون اشتهاى طعام كم بود به اغذيه مرغوبه معتاده تحريك اشتها بنمايد و اگر به تقويت معده البته محتاج باشد ببايد ديد كه اگر از آن است كه در حين صحت به دوايى مقوى معتاد بوده و در مرض اندكى از آن بازمانده ، اندك از آن به كار دارد به دستور معهود . و اگر غير از آن است ، به آبى پخته در طعام و غيره معده را قوت دهد و به سكنجبين سفرجلى و اصولى قبل از طعام تقويت نيكو كند و گوشت مرغى كه به زيره و گشنيز خشك و نعناع و پياز و اناردان جمله درهم كوفته آكنده باشند و كباب كرده با آنچه در آن آكنده‌اند خوردن اشتها آورد و معده را تقويت نمايد و اكثر ناقهان را نافع آيد . و چون سستى در خود زياده مىيابد تقويت دل و جگر به سيب و بهى و شراب صندل با مغز بادام و استشمام عطرها و خوردن انار و گوشت مرغ مذكور كه اندك عنبر اندر آن باشد . و نقل هوا به هواى اقوى در آخر بيمارىها و سستىها عظيم نافع آيد ، چه بيشتر سستىها از وحشت هوا مىافتد . و چون خواب كمتر آيد ، ترطيب دماغ به روغن بنفشه و كدو ماليدن بر سر و خصىها و به خوردن مرطبات غير مضعف كند و بوييدن منومات و خوردن بعضى هم نيكو بود .