بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

136

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

ها و سردىها و مرخيات حذر كنند و آب سرد كم خورند و بر تشنگى صبر كنند و شربت آب عناب به جاى آب نيكو آيد . و آنجا كه سبب تعفن هوا بود ، نقل هوا بايد كردن و اگر ميسر نباشد جايى مىكنند و آنچه در علاج تب وبايى گفته مىشود به كار مىدارند و الحكم للّه . تب نوبه بيشتر ايشان را غب غير خالصه و نايبه بلغمى افتد و غب خالصه بيشتر از ربع افتد و در فصل خريف بيشتر از فصول ديگر تب نوبه افتد . آنجا كه علامت صفرا بيشتر بود ؛ علاج به دستور لازمهء صفراوى بايد كردن تا چهار روز و اگر از آن تجاوز كند ، مريض خورنده و مرضعه غذاى كم‌قاتق خورند به مرغ جوجه و از چيزهاى مبرد و مرطب مانع نضج احتياط كنند . و مرضعه قبل از وقت نوبت به چهار ساعت حب الشفاى بزرگ بخورد و هر صباح روز نوبت نعناع شرف كبير با سكنجبين اصولى به كار مىدارد . طفل خورنده و كودك را هم از اين اشربه صباح‌هاى روز نوبت دهند و اگر هر روز آيد قبل از نوبت به چهار ساعت مرضعه حب الشفاى خورد و مريض نعناع شرف با سكنجبين مذكور و كودكان را حب الشفا و حافظ الصحت در ايام نوبت به چهار ساعت بيشتر بايد دادن در نان يا كشمش يا مويز يا حلوا پنهان كرده و گاه در نعناع شرف كبير . و از آب قبل از آمدن نوبت در تب‌هاى كهنه تا ممكن بود اجتناب بايد كردن و اين تدبير بسى نافع است به تخصيص بعد از شربت و بعد از حب . و مريض را اندك حركت مشغول بودن قبل از نوبت در مرض كهنه عظيم مفيد بود ، چه حرارت غريزى را برافروزد و طبع را از مرض غافل سازد و مواد فاسده را تحليل دهد همچو حب الشفا و بسيار را بدين حيل علاج كرديم . و هرگاه نوايب به درازى و كوتاهى و گرمى و سردى اختلافى ظاهر داشته باشد ؛ علاج به احتياط تر بايد كردن و از آنچه در شطر الغب و غب غير خالصه مذكور مىشود به كار بايد داشتن و به همان دستور ملاحظهء اوقات و غيرها كردن . و اگر بر يك دستور گذرد و لرز بيشتر از تب مىرنجاند ، از هرچه ماده خام كند دور بايد بودن و به تحليل و نضج و تقليل خلط مشغول گشتن و از ادويه ترياقيه البته چيزى بايد دادن به مريض يا مرضعه و سكنجبين اصولى را عظيم نافع آيد و شبت آب عوض آب . و بسيار را ديدم كه قبل از نوبت نعناع شرف خوردند و آب نخوردند و به همين تدبير لرز نيامد و بار ديگر هم تب نيامد و صحت يافت . و بسيار را ديدم كه آردينهء ماست با نعناع و سير كوفته قاتق آن بود و يا كشك خشك و مغز جوز و سير و يا سركه دوشاب و سير و مغز جوز خوردند قبل از نوبت و صحت يافتند و به هيچ وجه در آب خوردن قبل از نوبت رخصت نمىيافتند . و بسيار بودند كه قبل از نوبت تشنگى پيدا مىكردند و آن مقدمه آمدن لرز بود و ايشان را اندك عسل‌آب و گلاب مىدادند ، عظيم نافع مىآمد . و آنجا كه علامت بلغم بيشتر ظاهر باشد ؛ علاج آن است كه به دستور لازمه بلغمى تا چهارده روز رعايت كنند و بعد از آن مرضعه قبل از نوبت حافظ الصحت به كار مىدارد و از هرچه بلغم‌فزا و مرطب و