بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
130
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
پس كمرگاه او ببندند و يكى ديگر را از ميان رانهاى او از پهلوى خصيه او بگذرانند در كش ران او و بر روى سرين او برآورند و تنگ كشيده بر آن بندها بندند چنان كه كيسه درست بر كش ران او و گذر باد نشيند و آن را فراگيرد محكم و در حين بستن مريض را بر پشت باز خوابانند و آهسته به دست ، باد خصيهء او را بفشارند تا به طرف شكم او باز رود . آنگاه با انگشت گذرگاه او را گرفته آن كيسه را برنهند و ببندند چنان كه گفته شد و بر بالا ضمادى يا طلايى بهتر بود . حكايت : و ديدم طفل پنجماهه را كه باد در خصيهء او پيدا شده بود سرگين موش را در شير ساييده بر زهار و خصيهء او طلا مىكردند بدين مداومت صحت يافت و بسيار جا آزموديم . حكايت : و ديدم كودكى چهارساله را كه باد در خصيهء او پيدا شد به مداومت كيسه بستن فقط صحت يافت و چند جاى ديگر همين نوع واقع شد . و چون باد در پشت زهار و غير آن باشد ، علاج به همين بستن و از ضمادها و طلاهاى مذكور نهادن و پرهيز نمودن مرضعه و مريض از چيزهاى بادانگيز كنند . و بسيار باشد كه همينقدر علاج كافى بود و اندك مشك و جندبيدستر در روغن زنبق حل كرده و در سوراخ قضيب فتق ريحى چكانند مكررا نافع آيد و مغز ساق خوك را بر آن طلا كنند مفيد بود به شرط تكرار و خردى مريض . و آنچه معوى بود يعنى ثرب و روده به خصيه و غيره فرود آمده باشد ، علاج هم بستن به كيسه مذكور كنند به دستور ، اما كيسه صلب تر بايد و بستن هم محكم تر بايد . و چندان مداومت نمايند كه منفذى كه گشاده شده و محلى كه گسسته شده تنگ شود و به هم برآيد . و بر بالاى او ، قابضات روياننده زود نفع دهد . و چندين كودك را ديدم كه به محكم بستن بالشته صلب شيب بالشته آبله مىكرد و از آن خوش مىشدند و به زودى نيك مىشدند . و بعضى را آبله نشده نيك مىشدند ، به تخصيص مرطوبان خرد تر كه گوشت و پردههاى ايشان از غايت نزاكت همچنانكه زود قبول پاره شدن مىكند ، زود قبول درست شدن هم مىكند ؛ و فتق قبله الماء ايشان را كمتر افتد و اگر احيانا واقع شود علاجش را از محلش استخراج كنند . حرقه البول يعنى سوزش مجراى بول به وقت آمدن . و اين در گرمى هوا و از گرمى و تيزى خوردن مرضعه و يا طفل و يا كودك بسيار افتد . علاج آن است كه آب هندوانه را به قند شيرين كرده دهند و شيرهء تخم خرفه با قند چاشنى كرده هم نافع آيد . و مرضعه و مريض بايد كه از خوردن گرمىها و گرما حذر كنند . حكايت : كودكى يك سال و نيم را در صيف سوزش بول شد ، چنانكه گاهى كه بول آمدى گريه و اضطراب كردى و مذاكير خود را به دست ماليدى . عنب الثعلب رسيده را بر زهار و گرد خصيهء او طلا كردندى و هندوانه و دوغ گاوى دادند صحت يافت و مجرب بود . بول كردن در جامه خواب سبب آن سردى مزاج و سستى مثانه بود . علاج بار درخت ون كه آن را زبان گنجشك گويند جهت مشابهت بدان ، بگيرند و مغز آن را نرم بسايند و