بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

126

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

و گل ارمنى يك درم در آب صاف يا در آب بهى به غايت نافع آيد به تخصيص در دموىمزاج و صمغ عربى بريان كرده يك درم با زردهء بيض نيم برشت غذاى نافع بود . و خشكه پلاو گرم با ماست تازهء گاوى به غايت آزموده است به شرط گرمى . و لعاب تخم ريحان و بارتنگ و اسبغول بريان كرده در غير ضعف معده عظيم مفيد آيد . و نانى كه از آرد گندم و بلوط پزند نافع آيد . و فادزهر حيوانى در دوغ گاوى و يا در عصير خرقوله و يا در آب سيب ترش و يا آب بهى ترش و يا آب امرود جمله مفيد آيد . و بهى در خمير گرفته و در شيب آتش پخته هم نافع آيد و همچنين شيرهء خرفهء بريان به جاى آب گاهى خوردن و ماهيچه كه در خمير آن بهمن و كزمازج و نعناع اندكى كرده باشند يا قاتق سماق بريان غذاى مفيد بود در جمله . و همچنين رشته به شير گاو كه آهن تاب كرده باشند و قدرى تخم ريحان بريان بر آن ريخته و همچنين ماش و برنجى كه ماش و برنجى كه ماش و برنج آن را بوى داده باشند و شيره خشخاش كرده و پوست هليلهء زرد يكى يا دو يا اندكى مصطكى در آب فاتر يا گلاب ، آن را كه ضعف معده باشد عظيم نافع آيد . و برنج بوى داده به سماق يا زرشك يا ناردان كه آن ها را نيز بريان كرده باشند پخته و اندك نعناع افكنده غذايى مفيد بود خصوصا آن را كه زلقى در امعا باشد . و اسهالى كه با آن تب و سرفه پديد آيد شربت مورد هر روز دو نوبت صباح و وقت خواب به دو خورانند هر نوبت دو سه انگشتى انفع ادويه بود و بارها آزموده‌ام . و امرود خشك و بهى خشك و سيب خشك و غبيرا كه آن را سنجد گويند خوردن كودكان را عظيم نافع آيد و خربزهء شيرين گرمه با ناشتا غلبه خوردن صاحب اسهال دموى را عظيم نافع آيد و بسيار مجرب است . و اگر مريض هنوز به طعام معتاد نباشد ، آنچه مرضعه به كار دارد از اين اغذيه نيكو بود . و آنجا كه اسهال به سبب سدهء كبد افتاده باشد و اين حال كودكان را به جهت پر خوردن و در همديگر خوردن و چيزهاى غليظ و شيرين خوردن بسيار افتد ، بايد كه قوابض خشك قوى دور دارند كه در سده و مرض زياده كنند بلكه علاج آن به زرشك و آش آن و ناردان و آش آن به شراب بهى و آب كاسنى و آش سماق و به ترش و اشباه اين‌ها كنند . حكايت : طفل يك ساله و نيم از آن سلطان حسين بايقرا در هرات در فصل تابستان اسهال پيدا كرد و آخر به خون انجاميد و اطبا هرچند علاج مىكردند مفيد نمىآمد . آخر الامر حضرت فرمودند كه آب برگ خرقوله گرفتند غلبه و در طبقى كردند و او را بعد فراغ از تقاضا در آن مىنشاندند و به همين صحت يافت . و آب برگ كاردى كه در كنار آب‌ها مىرويد شبيه به لسان الحمل ليكن از آن باريك‌تر است و به هيأت كارد است هم قريب بدان نافع آيد و تخم اين هم قريب به نفع تخم آن بود كه آن را بارتنگ گويند . حكايت : و ديدم كودكى را كه اسهال خون داشت يك هفته . يكى فرمود كه شاه بلوط بريان كرده به دو خورانيدند صحت يافت و چند جاى ديگر هم به تجربه پيوست . حكايت : صبيهء يك سال و نيم را در اين فصل پاييز اسهالى پيدا شد و در شبانه‌روزى ده بيست مجلس رفتى و هفته چنان شد كه تا سى مجلس رسيد و در روز بيشتر از شب بود و بعد آب خوردن بيشتر مىشد و تشنگى عظيم داشت و اجابت گاهى خون بود و گاهى ثفل با خون و گاهى ثفل با صفرا و بلغم و اندكى خون و گاه همچو چركى خون‌آلود آمدى و گاهى