بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
123
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
را نافع آيد . حكايت : ديدم چندين طفل و كودك را كه به مجرد لعق تخم كتان و عسل و خوردن طعام نرم و چرب داشتن سينه و حلق خوش شدند . حكايت : ديدم طفلى دوساله را كه اين مرض شد و بدين علاجها بر طرف نمىشد و غذاى او شورباى برنج بود به جوجهء مرغ ، شب چهارم درد گوش پيدا كرد و در آخر شب تب كرد از صعوبت وجع فتيله به عسل آلوده در گوش او نهادند ، درد تسكين يافت و به تب ماده كه بر قصبه او ريخته بود پخته شد و دو روز را عرق كرد و صحت يافت . حكايت : ديدم كودكى را كه شب مغز جوز خورده بود و آب بر بالاى آن و جاى گرم خفته ، نيمشب چنان تنگ شد نفس او كه قريب به هلاكت رسيد و شيرينى هرچه به دو دادند ضرر كرد و مقطوع الطمع شد . يكى قدرى رب شاهتوت به دو خورانيد بهتر شد و به همين مداومت صحت يافت به زودى و چند جاى دگر كه سبب قريب بدان بود آزموديم و عظيم مفيد افتاد . حكايت : ديدم كودكى را كه در انبار كاه كهنه رفته بود و بازى مىكرد . چون از آنجا بيرون آمد اين مرض او را طارى شد و قريب به هلاكت رسيد . حضرت فرمودند كه جند ساييده بر بينى و گوش و كفهاى دستوپاى و شقيقه او ماليدند و اندكى هم به دو خورانيدند و سينه او را چرب كردند و شورباى چرب بىقاتق به دو دادند به وقت غلبه اشتها صحت يافت و حضرت آن را مقدمهء صرع تشخيص كردند جهت تضرر دماغ از عفونت هواى كاه انبار چه در ابتداى ظهور صرع اطفال را قريب بدين حالت روى نمايد چنانچه اشارتى بدان سبقت يافت در صرع ايشان . فواق چون شيرخوارهاى كوچك را پديد آيد مرضعهها گويند كه روده و معده فراخ مىكند و نيكو دارند آن را و بيشتر بعد سيرى از شير وى را به امتلاء پديد آيد . حكايت : و بسيار ديدم كه در آن حين چون زياده واقع شدى مرضعه رشته تارى از لباس او كندى و به آب دهن تر كردى و بر سر بينى او چسبانيدى ، فواق او ايستادى . حكايت : و بسيار ديدم كه كودكان و اطفالى را كه ادراكى داشتند در حين فواق سخنى بديشان گفتندى كه تحيرى و يا خجالتى و يا خوفى و يا حزنى در ايشان پديد آمدى مثل نسبت دزدى و تفحص از آن باب و يا چيزى عجيب شنيدندى و امثال آن و طبع ايشان بدان مشغول شدى و فواق بر طرف شدى و اين از تجارب مشهوره است . اگر بدينها زايل نشود ، علاج آن است كه وزن حبه جندبيدستر اندر آب حل كنند و بدهند ، جوز هندى با شكر ساييده هم نافع آيد و جند اندر سركه گلاب حل كرده ، فواق قوى را دافع كند و آنچه از پى خوردن چيزهاى خشك افتد ، ترى خوردنها نافع بود . قى مفرط [ علت ] اگر رطوبت بلغمى آيد ، علاج آن است كه نيم دانگ قرنفل سوده در آب سيب شيرين يا در آب بهى شيرين دهند و پوستى كه غلاف بيرون پسته است آن را ساييده با آب سيب يا بهى