بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

113

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

اغذيه بادانگيز و ترىفزا دور باشد . و اكثر آن بود كه از يك‌بار و از سه بار درنگذارد و آنچه از اين درگذرد علاج به اهتمام‌تر بايد كرد تا مرض متمكن نگردد . و بسيار افتد كه صفراوى واقع شود و آن هنگام مسكنات صفرا و مفتحات مناسب آن بايد و آنچه بالخاصيت نافع بود در جمله مفيد آيد . حكايت : ديدم كه چند طفل را اين مرض از سه نوبت و بيشتر هم تجاوز كرده و مهره مرجانى را به آتش سرخ كرده و بر نزديك ميان دو ابروى او از پيشانى داغ نهادند در حين مرض و به سوزش آن به هوش آمدند و ديگر عود نشد . و بعضى پشك گوسفند و غير آن هم داغ كنند مفيد آيد و جند نيز درون گوش و منفذ بينى و بر كف هاى دست و پا ماليدن به غايت مفيد است و پنيرمايهء خرگوش نيم دانگ تا دانگى در آب حل كرده دادن بالخاصيت نافع آيد و طريق آن در اسهال گفته شود . و در سرهاى ماه اين مرض را قوت و حركت بيشتر است و از اين جهت طفلى را كه اين مرض مكرر واقع شده باشد و هنوز رفع آن معلوم نباشد درنگى و غفلت طفل به آن منذر بود و در اوايل ماه البته جندبيدستر بايد بويانيد ، بلكه بر مهد و لباس او تعليق نمودن و اندكى هم خورانيدن مناسب باشد . و بسيار باشد كه در سرهاى ماه گريه بىجهت و بدخويى كنند و اندك غفلتى در ايشان پديد آيد و خرخر نفس اندكى نه به طريقى كه در گريه مىباشد بىجهت مقرر پيدا كنند و در قرب اين علامات ايشان را صرع پديد آيد و رعايت در وقت ظهور اين علامات لازم بود و در اوقات علاج طفل را از ملاحظه روشنىهاى بسيار خيره‌كننده و چيزهاى دوار و از كشتى و شنيدن آوازهاى بلند و برآوردن بر مقام‌هاى بلند كه پايين پيدا بود و اعراض نفسانى و سهر و نوم به افراط نگاه دارند . و او را بعد از خواب پيوسته مشغول دارند و اندام او را در اين اوقات بيشتر مالند و مرضعه و مريض را از گوشت بز و گاو و اسب و كرفسيات و چيزهاى بخارانگيز پرهيز فرمايند . و اگر مرضعه يك روز در ميان حب الشفاى يا حافظ الصحت خورد بسيار مناسب آيد و از هرچه شير او را غليظ يا آب‌ناك گرداند يا فاسد سازد حذر لازم بود و از جماع و حبل نيز دور بايد بود . علاج ام الصبيان به تقليل و تحليل صفرا و تعديل مزاج و پرهيز از گرمىها و گرما و صفراانگيز بايد كرد . و اگر طفل خرد باشد تنقيه مزاج مرضعه بايد كرد و غذاهاى معدل صفرا دادن و فادزهر حيوانى در شير يا دوغ هر دو را نافع آيد و داغ پيشانى طفل مفيد بود . و همچنين بستن اطراف و محجمه بر ساق‌ها نهادن و جند ماليدن و تيزاب نرم بر كف پاهاى او ماليدن و مع ذلك آن تدابير سابق مرعى داشتن . عطسهء متواتر اگر از جهت ورمى بود در نواحى دماغ علاج به تبريد دماغ به طلاهاى مبرود و تمريخ به عصاره‌ها و روغن‌هاى مناسب چون آب كدوى تر و آب برگ عنب الثعلب و آب برگ گشنيز تر به روغن بنفشه و كدو آميخته بايد كردن . و اگر از جهت ورم نباشد ، بادروج مسحوق و منخول را به ماسوره در بينى او دمند نافع آيد . و گويند آبى كه از گرده گوسفند در حين كباب كردن چكد در بينى او نيم گرم چكانيدن فايده دهد . حكايت : كودكى را عطسهء متواتر آمدى سه شبانه روز و نزديك به هلاكت شد و هرچند اطبا علاج