بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
111
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
چشم و همچنين سوختن سپند و نمك بر انگشت افروخته به نيت ايشان و دفع مضرات و جامههاى كهنه پوشيدن آنها را لازم بود و اين را ركنى بزرگ دانند در تربيت ايشان كه به غايت مجرب است . و مدت شير دادن به اطفال تا دو سال بود . و از يك سال و نيم كمتر و از دو سال بيشتر مضر بود . زيرا كه قبل از يك سال و نيم هاضمه ايشان را قوت هضم بيشتر از آن نباشد و اصل اعضاى ايشان هنوز پرورده نشده باشد و خام بود و بعد دو سال غذا بيشتر خواهند و هاضمه قوىتر بود و هضم شير عادت به ضعف هضم كند . و مناسب آن بود كه كودك را قبل از آنكه از شير باز خواهند كرد ، اندكاندك از اغذيه معتاد به وى چشانيدن تا در حين بازگرفتن شير به غذاى ديگر عادت كرده باشد . و همچنين در غذا به تدريج افزايند و در شير دادن به تدريج كم كنند تا از ترك معتاد به يك بار مضرت نيابند . و هيچ غذاى كثيف و مستحكم به ايشان نشايد داد كه هضم بد كنند و توليد سده و سنگ در ايشان زود واقع شود و ممكن بود به عطسه و سرفه چيزى از آن در بينى ايشان جهد و بماند . و چون اطفال را محبتى و موانستى عظيم با شير و پستان واقع است در اين اثنا مذمت پستان پيش ايشان همواره بايد كرد و گاهى پستان را سياه كنند تا از آن خايف گردد و گاهى به چيزى تلخ غير مضر اندكى بيالايند تا از طعم آن نفرتى عظيم نمايد و از فراق آن بسيار متالم نگردد و اعراض نفسانى مضرت نكند و به چيزهاى مرغوب او را مشغول دارند . و چون روز ترك شير خوردن كرد از جهت نفرت شبها كه وى در خواب باشد اندكى او را بياگاهانند و شير دهند و روز طعام چندانكه از شير نيكو مستغنى گردد . آنگاه تمام باز گيرند و اگر به اين عادت شبها گرسنه شود چيزى مناسب دهند و آن مقدار او را بيدار دارند كه طعام لختى از معده او بگذارد . و آنگاه اگر خواب خواهد كند و چون تشنه شود در شب آب دهند و اگر انار شيرين به جاى آب خورد بهتر باشد . و غذاى طفل و كودك مدتى متفرق و چندين نوبت بايد ، چنانچه طلب كنند . و اگر از شغل لعب بدان نپردازند ، طعام بديشان بايد نمودن و مايل ساختن و گاهى كه دانند كه محتاج غذااند از عادت خوردن ايشان و از غير آن و همواره ايشان را به لعبهاى مناسب و الحان خوش و ترغيبات ملايم مشغول بايد ساخت تا به فكرى كه نبايد نپردازند . و بهترين موسمى جهت از شير بازگرفتن بهار و پاييز است و اگر ضرورتى بود در آخر زمستان و اواخر تابستان نيز توان . اما در هر دو چله صيفى و شتوى مضر بود چه در تابستان اسهال عظيم پيدا كند و در زمستان به جهت استيلا و تشنگى و شرب آب سرد ، برد معده و سوء هضم پيدا كند . و مضرت تابستان بيشتر بود و اگر جهت ضرورتى در تابستان از شير بازگيرند بايد كه چيزهايى كه مسكن عطش باشد و اندك مايهء قابض خنك كرده هر ساعت به او دهند ، چون دوغ و آب شيرين و آب تخم خيار و بادرنگ نارسيده و شيرهء خرفه و بورانى خرفه به ماست و پلاو خشك به ماست و نان و ماست غذاى مناسب بود ايشان را . و همچنين آردينه به ماست و دوغ قاتق كرده و مرغ جوان كباب با پلاو خشك و افشله و مرغ به زرشك و يا ناردانه آلوده بهتر بود . و آش ناردان با گوشت بز و آرد برنج و اندكى نعناع هم نيكو بود و از چربى بسيار و شيرينى و ملينات حذر كلى فرمايند . و بايد كه بر محل نرمى سر او حنا بندند هريك روز در ميان و نشاسته در سركه و گلاب حل كرده بر