بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

110

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

چون مادر را تعبى عظيم رسيده و شير او اقلا تا هفته فاسد است ، شير تندرستى بايد داد و شير پسرى جهت دختر و شير دخترى جهت پسر بهتر باشد . و بعض گويند كه نخست بايد كه طفل شير فله يعنى آقز مادر خورد تا اجزاى اصليه و اعضاى او بدان ببندد همچو مايهء شير را و بهتر فربه شود و اين نيك فكرى است . و مادر بايد كه تا هفته شير خود را به دور دوشد يعنى در ظرفى و بريزد و اگر از آن رنج به يك هفته آسايش نيافته باشد تا وقت خوشى او همين نوع اعمال بايد كرد و بعد از آن شير چون به رنگ نيكو و قوام معتدل آيد چنانچه معروف ايشان است طفل را شير دهند . و مرضعه را بايد كه مطلقا در وقت شير دادن نخست سر پستان را لختى بمالد و شير اندكى بيرون كند آن‌گاه در دهن طفل نهد و به دست اندك پستان را مىفشارد تا او را در مكيدن مددى باشد و كام و زبان و حلق او كوفت نيابد . و اگر روان و غلبه باشد اندك‌اندك پستان در دهن او مىگذارد و بيرون مىآورد تا شير در گلوى طفل نماند و در منفذ بينى او نجهد كه از اين فعل تعبى عظيم به دو رسد . و بايد كه تا يك سال و بيشتر طفل را يك هفته از جانب راست شير دهند و يك هفته از جانب چپ تا وضع جانبين او متساوى باشد . و هرگاه كه طفل از گريه به شير خوردن خاموش شود معلوم شود كه گرسنه بود و اگر خاموش نشود و شير نگيرد ، بىشك او را المى باشد و يا وحشتى در مزاج . به زودى تدارك بايد كرد تا از زور گريه وحشت بيشتر نشود و علاج مشكل‌تر گردد . ديدم كه بعضى اطفال از غلبهء گريه غشى كردند و بعضى فتق و بعضى نتو سره پيدا كردند . و بسيارى گريهء اطفال به اندك سببى تا اتمام چله ولادت بود و گويند عورات كه چله مىدارد و بعد چله به سبب قوا گريه مىكند چون جوع و كوفت اعصاب و نفخ شكم و امثال آن ، و بعضى تا چهار ماه گريه بسيار مىكنند به اندك سببى . و ليكن سبب گريه چله‌اش اضعف بود جهت عجز و ضعف تن و قوا و قصور مراعات و درد گوش بيشتر ايشان را رنجه مىدارد . و قى شير اطفال را منع نبايد كرد ما دام كه از افراط آن مضرتى عظيم نباشد زيرا كه معدهء ايشان بدان پاك مىشود و زود فربه مىشود و خوب مىبالند . و ديدم چندين را كه افراط مىكردند ، مرضعه سر پستان و حوالى آن را به عبير كه بر تن و جامه مىمالند آلوده مىگردد و طفل از آن مىمكيد با شير و بوى آن مىشنيد و قى كم مىشد . و بسيار قى كردن ايشان و نفع آن تا چهار ماه بود و بعد از آن علاج افراط لازم بود . و بايد كه منفذ بينى طفل را همواره به رفق پاك كنند و اگر مخاط بسته باشد شير بر آن دوشند و نرم كنند ، آن‌گاه رفع نمايند . و همچنين گوش و چشم را از شوخ و چرك پاك مىدارند و اگر پلك به هم چسبيده باشد به شير دوشيدن نرم سازند و پاك كنند . و هر روز سرمه كشيدن او را جهت صحت چشم و قوت باصره مفيد بود . و بعد از چله هر روز طفل را چند نوبت دست‌وپاى گشاده بايد داشتن تا حركت به دست‌وپاى مىكند و قوتى در دست‌وپاى وى آيد و نشاطى در وى پديد مىآيد و نيز حرارت‌ها و قوت‌هاى طبيعى مىجنبند و هضم بهتر مىشود . و تعليق تعويذات و عقيق بر ايشان جهت منع مضرت