بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
109
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
يا اعضاى او را از حدت بول بسوزد و در حين بستن و گشادن قبل از افتادن رودهء ناف احتياط بايد كرد تا آن را كوفتى نرسد . و اگر ركوى چرب هربار بر بالاى او نهند و يا آن محل وصل را چرب كنند به مرهم پيه و زردچوبه نيكو بود و تا هفته آن روده بيش و كم بيفتد . بعده بر ناف او اندك سرمه يا سفيداب يا مورد خشك يا گل ساييده يا خاكستر گز بپاشند تا رطوبت آن را جذب كند و آن محل خشك و مستحكم گردد و در آن حين روغن از آن محل دور دارند . و در فصل گرما هر روز تمام تن او را با آب فاتر بشويند يا يك روز در ميان و در سرما سه روز يا پنج روز ، ليكن در محل گرم و بعد از آن خشك سازند و به روغن چرب كنند و در قنداق يا مهد بندند و در حين غسل احتياط كنند تا آب در گوش او نرود و اين غسل زود زود تا چهل روز مناسب بود . و اگر به آبهايى باشد كه در او علفهاى مناسب نافع جوشيده مثل بهنگرا و حلبه و خار ترنجبين و امثال اينها بهتر بود . بعد چله هر هفته يك نوبت غسل يا استحمام معتدل بدهند و تدهين مذكور مناسب بود . و اين تدهين زود زود نرينه را تا چهار ماه مناسب بود به روغن تازه گاوى و گوسفندى و با دنبه تازه يا پيه تازه و يا مادينه را تا دو ماه به روغن بنفشه بادام و امثال آن و بعد از آن نرينه را هفته هفته و اگر ادهان واقع شود كه به تجربه يافته باشند كه نفع مناسب ايشان داشته باشد و حافظ صحت بود اولى باشد . و بعد سه روز از ولادت در مهد بستن اولى بود جهت حفظ از مضرت آلايش . و بايد كه بعد از غسل اندر گرداگرد خم كردن و در پس گوشها و كش رانها و بغلهاى طفل برگ مورد ساييده با گل سرشوى ضم كرده بپاشند تا خراب نشود و در سرما گل تنها كافى بود . و در حين روغن ماليدن بايد كه اعصاب و عضل هاى او را كه بر دو طرف مهرههاى پشت است تا گردن او چرب كرده به انگشت نرم نرم بمالند تا كوفتگى و ماندگى و تشنجى كه به جهت رياضت غلبه اعتماد حاصل شده باشد بر طرف شود . و بسيار اطفال را ديدم كه گريه مىكردند چنانچه نزديك بود كه بىهوش شوند و شير نمىگرفتند و به هيچ وجه خاموش نمىشدند . چون اين تدبير كردند شير گرفتند و خاموش شدند و به خواب رفتند و عوام اين حال را رگ پشت گويند و در اين حال شكم ايشان را شيافى فرود آوردن به غايت نافع بود . و بايد كه در حين جنبانيدن مهد جهت خواب آمدن طفل عنف نكنند تا كوفتگى نيابد . چه در اين حركت رياضتى تام است مر ايشان را . و بايد كه به لحن خوش جهت او ذكرى بگويند معتدل ، زيرا كه طبع ايشان به غايت لطيف است و از ادراك صوت ملايم لذت تمام مىيابند و از غير ملايم نفرت تمام . و بهترين شيرى كه طفل خورد شير مادر است به شرط صحت و جوانى . و بهتر آن بود كه مادر معتاد باشد به ادويهء مقويه و حافظ صحت به دستور مذكور تا مزاج طفل را از اين زمان به آن كمال قوت مطلوب حاصل شود و اين اصلى عظيم بود و اگر مرضعه چنين بود مادر نه چنين باشد ، مرضعه اولى بود . و شير بيگانه صحيح قوىمزاج بهتر از شير مادر ضعيفمزاج بود و حكما بعضى در مرضعه نيكى اخلاق را نيز شرط كردهاند و اين به غايت تدبيرى نيكوست در محفوظ ماندن شخص از مضرت افراط اعراض نفسانى . و شير جوان بهتر از شير كهل بود و شير مريض و آبستن به غايت طفل را مضر باشد و در اوايل ولادت