بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
107
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
گويند و در اين مرتبه نقصان رطوبت و حرارت غريزتين ازدياد مىيابد و قوا و اعضا بدان سبب ضعيف مىشود تا آنكه اين رطوبت به نوعى نقصان يابد كه حفظ از حرارت نتواند كرد و آن موت طبيعى بود چنانكه از پيش دانسته شد . و غايت اين تا صد و بيست سال بود . و مزاج مشايخ به سبب اين نقصان مذكور در غايت برد و يبس باشد . ليكن به جهت حصول رطوبات غريبه به آلت مستمره از سوى هضم در بدن ايشان مزاج ثانيه ايشان سرد و تر باشد نسبت با مقتضاى طبيعى . و حال پيران نيز از قسمين صحت و مرض بيرون بود جهت ضعف همچو حال ناقهان . و منقصات رطوبات غريزى غير از حرارت غريزى از استيلاى حرارت غريبه و حركات عنيفه و اعراض مفرطه نفسانى و غيرها بسيار است . و همچنين منقصات حرارت غريزى غير از نقصان رطوبت غريزى از برودات و محللات و غيرها . و چون اين مسايل به وضوح پيوست محقق گردد كه كمال اهتمام حكما در حفظ صحت و تقويت مزاج در جميع اسنان عمر بر حفظ رطوبت و حرارت غريزتين است ، از تعفن و انطفاى تحليل زايد و جمود و بلا شك و در رعايت اطفال و مشايخ و ناقهين كه ضعيف القوا و اعضااند اهتمام بيشتر و بهتر بايد . اما تدبير اطفال و كودكان بايد كه چون طفل متولد شود تن او را از خنكى هوا حفظ كنند به لباس و غيره . و آنگاه رودهء ناف او را كه به جفت او كه آن را مشيمه گويند متصل است به دو انگشت نر و شهادت آن را گرفته ، آهسته بمالند از طرف شكم به طرف جفت تا چيزى كه در وى باشد از خلط و باد بيرون رود . پس آن را به ريسمانى نرم تافته و به روغن چرب كرده ببندند از دو محل ، يكى نزديك ناف و يكى به قرب شبرى دور تر . و آنچه نزديك ناف بندند بسيار محكم نبندند تا المى به طفل نرسد پس از بيرون بستن دوم به مقدار عرض دو سه انگشت آن را به تيغ تيز ببرند و بالخاصيت چنان يافتهاند كه چون بر كليد نهاده آن را قطع كنند طفل دزدى كم كند . و بعضى اين رودهء ناف را به كمتر از شبرى قطع كنند و آن نيك نباشد زيرا كه به تجربه چنان يافتهاند چون از شبرى زياده قطع كنند آن طفل را قوت ماسكه مثانه بيشتر بود و كميز بر خود كم كند و چون از شبرى كمتر قطع كنند كميز بسيار بر خود كند و تا نيك بزرگ نشود ترك آن كميز نكند . و نيز به تجربه چنان يافتهاند كه رودهء ناف را چون نيكو از باد و خلط پاك نكنند و نيكو نبندد ، در خصيه و زهار طفل باد پيدا شود و در مثانه و يا رحم و يا معده علت پيدا كند . و بعد از اين بايد كه نمك سوده بر تمام تن طفل نيك بپاشند و لحظهء او را نيكو پيچيده در آن حال بگذارند تا تن وى نمك خورده شود و عفونات كمتر قبول كند . بعده در ظرفى گشاده به آب نيم گرم پاك بشويد ، در اول غسل لختى او را در ميان شوراب رها كنند تا از آن آب شور به درون چشم و گوش و بينى او برسد . بعد از آن به آب پاك بشويند و بردارند و خشك سازند و تن او را در خرقهاى نرم پيچند و گرمى بر تن او قريب به گرمى رحم نگاه دارند ، چنانكه به آهستگى به هواى بيرون معتاد شود . و بعضى هستند كه بچه را اندك نمك سوده بر همه تن او رقيق بپاشند و همچنان نشسته در خرقه پيچند يك شبانهروز و بيشتر و بعد از آن بشويند . و به تجربه