يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

90

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )

لبن الاتان شير خر است خلع المثانه خلع المثانه يعنى از جاى رفتن مثانه علامتش عسر بول است بعد از وقوع سقصه يا ضربه بر پشت رباعيه يابد چو مثانه تو از خلع خلل * نزديك مجرب كه كند دفع علل خاكستر حلقوم خروست چو دهند * واقع شود از ره مداوا به محل تقطير تقطير البول البول يعنى قطره قطره آمدن بول چون از سردى مثانه بود علامتش بياض بول و متضرر شدن از چيزهاى سرد و نفع يافتن از چيزهاى كرم است رباعيه اى كشته كرفتار تبقطير البول * ز انديشه اين مرض دلت اندر هول مىخور ز پى علاج اطريفل را * در شام و صباح ياد مىدار اين قول مراد باطريفل اطريفل كبير است و كيفيت ساختنش آنست كه پوست هليله كابلى و هليله سياه و پوست هليله زرد و آمله و فلفل و دارفلفل از هريك سى درم زنجبيل و بوزيدان و بزباز و شيطرح هندى و شقاقل مصرى و تودرى زرد و كلكون و بهمن سرخ و سفيد و لسان العصافير و تخم خشخاش از هريك ده درم همه را كوفته و پخته بروغن بادام كه صفتش در قولنج كذشت چرب كنند و بسه چندان عسل كف كرفته بسرشند شربتى از يك مثقال تا دو مثقال غلوله كرده فروبرند