يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي

64

طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )

جوشانند تا بنيمه آيد صاف كنند و بسى مثقال قند سفيد صاف كرده آميزند و بجوشانند تا بقوام آيد هر صباح دوازده مثقال در آب و كلاب حل كرده يك مثقال ريوند چينى كوفته اضافه نمايند و نيمكرم رغبت فرمايند و غذا نخود آب كنند و بعد از تسكين درد بر معجون كمونى مداومت نمايند صفت معجون كمونى صفت معجون كمونى زيره كه يك‌شبانه‌روز در سركه كذاشته باشند و در سايه خشك ساخته و بريان كرده صد مثقال فلفل سى مثقال زنجبيل و سداب با پودنه باغى از هريك چهل مثقال بوره ارمنى يا نمك ده مثقال همه را كوفته و پخته بعسل كداخته سه وزن ادويه بسرشند و از يك مثقال تا دو مثقال غلوله كرده فروبرده هم در علاج درد معده در علاج درد معده چون از غلبه صفراء باشد علامتش تشنكى و تلخى دهان است و چون از استيلاء بلغم بود آب رفتن دهان و عدم تشنكى است رباعيه گر موجب درد معده صفرا شد و بس * از مسهل آن به مقصد صحت رس در باعث آن وراى بلغم نبود * اخراج كن و مداومت كن بر رسّ صفت رس زنجبيل و فلفل و دار فلفل و عاقر قرحا و مويزح از هريك مثقالى نبات هفت مثقال