يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
60
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )
تو در سينه ز اندازه بدر * از علت ذات صدر در عين خطر از اغذيه جوى آب كشك جو و ماش * وز اشربه خواه شربت نيلوفر صفت شربت نيلوفر صفت شربت نيلوفر در شوصه تحرير يافت اشارت به آنكه در شوصه و ذات الريه و ذات الصدر اخراج ماده بمسهل نتوان كرد و بحقنه اكتفا بايد نمود رباعيه اى آنكه كنى به قوت علم و هنر * اخلاط زياده از تن خسته بدر در شوصه و ذات الريه و ذات الصدر * حقنه كن و نام داروى كارمبر صفت حقنه صفت حقنه كه شوصه و ذاتالريه و ذات الصدر را سودمند بود بنفشه و ساق نيلوفر و عنب الثعلب و كل خطمى از هريك دو مثقال عناب و سپستان از هريك سى عدد آلوى بخارا پنج عدد مغز كاجيره نيمكوفته هفت مثقال آب چغندر نيم پياله همه را در يك كاسه آب جوشانند تا بنيمه آيد صاف كنند و بيست مثقال شيرخشت در آب آن حل كرده و صاف نموده پنچ مثقال روغن كاو به آن اضافه نمايند و نيمكرم حقنه كنند علاج امراض دل خفقان علاج امراض دل خفقان يعنى طپيدن دل خواه مادى بود و خواه غير آن رباعيه اى در خفقان جسته طريق پرهيز * بشنو ز من اين نكته حكمتآميز هرجا كه قضا آتش غم افروزد