يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
108
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )
از غب دل خستهات چو كرديد غمين * مينوش سكنجبين و نفعش مىبين در اول اكر طبيعتت قبض بود * از حقنه مناسبت نمايد تليين صفت سكنجبين صفت سكنجبين در ورم الطحال معلوم شد صفت حقنه كه در ابتداء غب مناسب است بنفشه و خطمى و خبازى و ساق نيلوفر و عنب الثعلب از هريك دو مثقال عناب سپستان از هريك بيست عدد مغز كاجيره نيمكوفته ده درم همه را در يك كاسه آب جوشانند تا بنيمه آيد صاف كنند و قرهقروت پنج مثقال ترنجبين بيست مثقال در آب آن حل كرده و صاف كرده دو درم روغن كاو اضافه كنند و نيمكرم حقنه كنند و غذا ماش مقشر و اكر او كدو و كشنيز تر به آب تمر هندى خورند و روز هشتم يا دهم يا دوازدهم يا شانزدهم تب مسهل خورند صفت مسهلى صفت مسهلى كه در غب نزديك بسيارى از مجربان نافعترين مسهلاتست تمر هندى سى مثقال بنفشه دو مثقال عناب بيست عدد شب در آب كذاشته سحر صاف كنند و بيست مثقال شيرخشت و ده مثقال مغز فلوس در آب آن حل كرده و صاف كرده و يك مثقال روغن بادام كه صفتش در تقطير البول دانسته شد