يوسف بن محمد بن يوسف الطبيب الهروي
98
طب يوسفى ( جامع الفوائد ) ( فارسى )
ميدان كه علاج آن بنزديك حكيم * ممكن نبود به هيچ غير از آهن نتوّ نتو الرّحم الرّحم يعنى پيش آمدن زهدان علامتش درد عظيم در عانه و مقعد و تهيكاه و پشت و لرزيدن اعضا است رباعيه هرزن كه نتو رحمش كشت عيان باشد * چو رطوبت رحم باعث آن از بهر ازالهاش به روزى دو سه بار * مىكن قبلش ز غاليه غاليه دان صفت غاليه صفت غاليه در خفقان سرد مذكور شد رجاء كه صاحبش مشابه زن البتن بود از بزركى شكم و بستكى حيض و غير آن چون از باد غليظ بود علامتش انتفاع بفشردن و ماليدنست رباعيه از باد غليظ اكر رجا كشت عيان * بشنو سخنم كه سود بينى نه زيان كر دست دهد كه دركشى ماء اصول * بينى ز دواره مرض را پايان صفت ماء الاصول صفت ماء الاصول در علاج ريح مثانه دانسته شد اختناق الرّحم اختناق الرّحم كه چون صرع بهر چند وقت عارض شود و از روى بيخودى دست دهد چون از حبس منى باشد علامتش راحت يافتن از سيلان رطوبت رحم در وقت ظهور علت است و فرق ميان اين علت و صرع آنست كه در اين علت عقل به كلى زائل نشود رباعيه زن را چو شد از حبس