عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
105
رساله بيخ چينى ( فارسى )
بواسطهء دوائيت مشابه طبيعت دم بلكه طبيعت سائر اعضاء نمىشود بلكه احداث كيفيتى مىكند وراى آنچه بدن راست پس دم را از حرارت و رطوبتى كه موجب اعتدال اوست بيرون مىآورد و بدرجه كه بالاتر از آن مرتبه افراط است مىرساند و برين قياس باقى اخلاط و سائر اجزاى بدن پس مشابه كيفيت بدن نخواهد شد بلكه غالب بر كيفيت بدنى و خلطى خواهد بود و در طى اين كلام حكم بران كه موافق و موى مزاج نيست ظاهر شد اما اختيار اوقات فصول در شرب اين دوا - بدان كه بهتر اوقات شرب اين دوا وسط بهار است و اوائل خريف و طرفين صيف كه تتميم آن در اول ربيع و اول خريف شود و بدترين اوقات آن است كه برودت هوا تكثيف مسام نمايد و ظاهر قياس كه عقل مقتضى آن است كه اسنان و امزجه و فصول و بلدان متساوى الاقدام باشند در استعمال دوا ليكن به نظر تحقيق چنان ظاهر مىشود كه اسنان متساوى باشند چنانچه گزشت و فصول و بلدان برابر باشند - فصل در مقدمات خوردن آن جمهور برانند كه قبل از استعمال آن اسهال اخلاط فاسده بلكه اسهال خلطى كه سبب مرض است بكنند تا آنچه بماند اندك باشد و اين بيخ در اصلاح و دفع آن قوى باشد و بر طبيب لبيب تعيين منضج و مسبل و تليين درخور هر مرض و مزاج آسان است و اما طريقه آن على سبيل التمثيل بياوريم كه اگر آن نهج را معمول دارند شفا و صحت مقارن افتد از آنچه هرگاه كه جهت قروح و نواصير كه از آبلهء فرنگ پيدا شده باشد