عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى

103

رساله بيخ چينى ( فارسى )

كه مسام بدن بواسطهء تعرق منفتح شده باشد كه درين هنگام برودت هوا در اقاصى بدن نفوذ كند و آن تحليل و تلئين كه مطلوب است بفعل نمىآيد و ديگر مضرتهائى كليه رو به تركيب مىنمايد - واضح باشد كه تغير بدن در حرارت و برودت موجب وهن تركيب بدن مىشود و تخلل و تكاثف متعاقب بىتدريج خلل عظيم مىرساند قياس از گرم كردن به شب و در آب سرد انداختن بايد كرد كه بعد از ان كه اين را مكرر كنند باندك سعى منفسخ مىشود با وجود صلابت قوى كه او را هست پس واجب است كه بعد از تعريق توقف تمام كند تا بدن به حالت اصلى عود كند بعد از ان اگر تردد اندك نمايند رواست - بست و دوم آنكه نگذارند كه آب بيخ كه مدار شرب و شربت بران است سخت سرد شود كه موجب حدوث قولنجى يا وجعى قوى در اندرون شود بيست و سوم از امورى كه محدث مرض باشد خاصه مرضى كه منافى باشد خاصه پتهاى كه بحسب معالجه او را مقدم بايد داشت استعمال چيزى چند بايد كرد كه موافق صحت و غرض مطلوب باشد و رفع اين‌چنين غائله شود - فصل در بيان تفاوت امزجه در خوردن اين دوا مخفى نماند كه مزاجى كه برودت و يبوست برد غالب است خاصه كه در آخر شباب و اول كهولت باشد انتفاع او ازين دوا اتم و ابلغ است و اطفال بواسطهء غلبهء رطوبت اصليه و مشائخ بواسطهء رطوبات فضليه ازين دوا كمتر منتفع مىشوند مگر مزاج اصلى ايشان بواسطهء مرض تغير يافته باشد كه اين هنگام محتمل است كه فائدهء بسيار بايشان برسد خاصه كسانى كه در آخر سن صبا و در اول شباب باشند و بواسطهء امراض سوداويه قريب بدق