عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى
88
رساله بيخ چينى ( فارسى )
اين حقير بىاستطاعت در همه صناعت محمود بن مسعود الطبيب الشيرازى رساله در خواص و طبالع و منافع بيخ چينى كه تا قريب به اين زمان معلوم كسى نبود در حيز تحرير آورده اگر موافق صواب باشد با بركت آستان عليين و آشيان امام الثقلين هاوى الخافقين على ابن موسى الرضا عليه السلام اكملها و من التحيات اجملها و بتوجه شاهزاده عالميان و نور ديدهء آدميان خواهد بود و اگر موافق نباشد از وفور قصور اين حقير است ليكن اميدوارى بتوفيق حضرت بارى عزّ اسمه چنان است كه از آنچه در بيان دواهاى كه معروف و مشهور است و در همه كتابها مذكور و مسطوراتم و اكمل و احسن و اجمل باشد - انه على ما يشاء قدير و بتحقيق رجاء المؤمنين حذير - مقدمه : پوشيده و پنهان نيست كه اين بيخ درين تاريخ كه مردم بران اطلاع و از استعمال آن انتفاع يافتهاند ، چنين مسموع شده كه بعضى از اوقات در آن بلاد كه اين بيخ از انجا مىآورند قحطى در شهر پيدا شده بود - مردم بصحرا متوجه شده اغتذا با وصول و اوراق نباتات مىنمودند و چون اين عذوبتى دارد و طعم و رائحه كه موجب تنفر طبع باشد ندارد مردم بيشتر به اين بيخ رغبت مىنمودند - اتفاقا در ميان ايشان صاحبان امراض مزمنه خاصهء سوداويه و قروح عفنه خبيثه و نواصير و نار فارسى و مانند آنها از خوردن اين بيخ شفائى كامل يافتند و چون آن حال مشاهد ايشان شد از آن زمين استخراج مىنمودند و بديگر مواضع بىنمك بود بلكه مضرت مىرسانيد - از جمله بيگم را كه حرم شاه جنتمكان مغفور مبرور بود فالجى طارى شد و نصف اعضاى او از حركت بازماند بعد از معالجات بسيار او را حركتى پيدا نشد و از حركت ماند و چون اول اشتهار اين بيخ بود در دادن انديشه كردند كه مبادا مودى به هلاكت شود - صلاح در آن ديدند كه اول به ديگرى تجربه كنند - بعورتى كه قريب به او در سن بود دادند مفيد نيفتاد بنابرين به او ندادند و اما در ريشها و در زخمها و قروح خبيثه و عفنه و وجع مفاصل و بادهاى آتشك كه مدتهاى