علي بن حسين انصارى شيرازى
95
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
جرجر باقلا بود و گفته شد جرجر المصرى ترمس بود و گفته شد جراد بپارسى ملخ گويند و بهترين وى فربه بود طبيعت وى گرم و خشك است چون بخور كنند عسر البول را نافع بود خاصه زنان و كودكان را و گويند دوازده عدد از وى سر بيندازند و اطرافهاى وى با قدرى مورد و مشك مستسقى بياشامد شفا يابد و تقطير البول را نافع بود و بخور كردن بدان بواسير را نافع بود و بريانكردهء وى گزندگى عقرب را خوردن نافع بود اندرون وى و خايهء وى چون بر كلف طلا كنند زايل كند و گويند ملخ درازپاى بر صاحب تب ربع بندد نافع بود ابن مؤلف گويد خوردن ملخ جرب و حكه آورد و مصلح وى بقلة الحمقا بود و بذرقثا صاحب مخزن الادويه تحت عنوان جراد البر گويد لغت عربى است به فارسى ملخ و بهندى تيدى گويند لاتين GRYLLUS MIGRATORIUS يا LOCUSSA MIGRATORIA فرانسه SAUTERELLE انگليسى GRASSHOPPER يا LOCUST جراد البحر به فارسى ملخ دريايى گويند و در اربيان گفته شد جردان فار است بپارسى موش گويند چون بشكافند و بر گزندگى عقرب بندند درد ساكن گرداند و گويند بريان كرده چون بشكافند و بر ثاليل و خنازير طلا كنند نافع بود و اگر شكافته و بر موضعى كه خار يا چوبى رفته باشد طلا كنند بيرون آورد سر وى چون خشك كنند و بسوزانند و بكوبند بغايت خرد و با عسل بياميزند بر داء الثعلب مالند نافع بود صاحب مخزن الادويه تحت عنوان فار مىنويسد : فار به فارسى موش و موشا و موكهك و بسريانى كوقفرى و برومى بوبطيقو و بيونانى ليفطروس و بهندى چوهه و بتركى سيجان نامند جزر بپارسى كزر گويند و بهترين وى زرد شيرين بود و گويند سرخ گرم و تر بود و زرد غليظتر بود و غذاى وى كمتر از غذاى شلغم بود طبيعت وى گرم بود در آخر درجه دوم و تر است در اول باه را تحريك كند و مسهل و ملطف بود و مصلح آبكامه و سركه و خردل بود بول براند اما دير هضم شود و منضج و مولد خون بد بود و بايد كه بغايت پخته شود بصرى گويد جزر مقوى معده بود كه در وى لزوجت و بلغم غليظ بود و سده جگر بگشايد و هضم طعام بدهد و چون با گوشت بود نيكو بود خاصه قطع بلغم بكند و مقوى پشت بود و شهوت جماع برانگيزد و چون با عسل مربى كنند زود هضم شود و رطوبت وى كمتر بود و حرارت زيادهتر بود و باه را زياده كند و منى بيفزايد و پشت را نيكو گرداند به سركه نهند و نمك معده و جگر و سپرز را نافع بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : جزر بفتح اول و ثانى و راء مهمله معرب كزر فارسى است و نيز به فارسى زردك و بهندى كاجر نامند برى و بستانى بود برى آن را بيونانى اسطافاليويس و اغريوس نامند لاتين DAUCUS CAROTA فرانسه CAROTTE انگليسى CARROT جزر البرى شقاقل است و اشقاقل گويند و گفته شود