علي بن حسين انصارى شيرازى
88
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
باب الثا ثافسيا ثفسيا نيز خوانند و نيتنون هم گويند و آن صمغ سداب كوهى است و به زبان هندى ملوميان گويند و گويند صمغ سداب برى حرمل است و گفته شود و سداب كوهى برگ آن به حرمل ماند ليكن درازتر و پهنتر بود و شاخ وى دراز بود و بويى عظيم منتن دارد و تخم وى به شكل تخم سداب بود و طبيعت وى بغايت گرم بود و محرق و مسخن قوى بود و مجفف و در وى رطوبت فضلى بود و گويند گرمى وى در سيم بود و مسهل و منضج و منقى بود و جذبى بغايت كند از عمق بدن و موى بروياند و پوست بيخ وى تر برداء الثعلب ماليدن بغايت نافع بود استرخا و نقرس و مفاصل سرد را بغايت سودمند بود و در حقنه عرق النسا را نافع بود و بر نفث دم و فضول طلا كردن و مقدار شربتى از وى در استسقا نيم درم بود با ماء العسل و مسهل و مقثى بود و اگر زياده از اين بود بول و طبع ببندد و ورم زبان و قراقر و سوزش حلق و معده و سرخى روى و ضيق النفس پيدا كند بايد كه علاج وى بقى كنند و بعد از آن شير و مسكه و جوآب دهند و غرغره به شير تازه و روغن گل و از ادويه تخم سداب بغايت نافع بود و اين از خاصيت اوست و جالينوس گويد بدل وى در داء الثعلب حرف است و وى مضر بود بمثانه و آلات بول و مصلح وى حب الاس و بلوط بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ثافسيا مشتق از اسم جزيرهايست كه اول در آن يافتهاند و آن جزيره را ثافسيس نامند و لغت مغربى است و بيونانى مراس و به بربرى اورباس نامند و آن صمغ نباتيست صلب و سفيدرنگ شبيه به انزروت و تلخ و بسيار تند و گياه آن شبيه به رازيانه است . . . و در تنكابن الموت چون و به ديلمى تملى نامند و بيخ آن را تراشند لبن آن صمغ مورد استعمال است ثالسقيلس حرف بابلى است و گفته شود ثاقب الحجر بسفانج است و گفته شد ثدى بپارسى پستان گويند و ضرع پستان چهارپايان بود و بهترين آن بود كه از حيوان معتدل گيرند طبيعت آن گرم و تر بود و