علي بن حسين انصارى شيرازى
8
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
اما بعد بر ارباب فطنت و اصحاب حكمت مخفى و مستور نماناد « 1 » كه هيچچيز از انواع مخلوقات و اصناف موجودات از حكمت بالغه ربانى خالى از نفعى نباشد و هر چيزى را چنانچه منفعتى در وجود هست مضرتى نيز در مزاج هست و هرچند معرفت ادويه از منفعت و مضرت بتمامها غير از خالق تعالى شانه بر هيچكس ظاهر نيست و خود در گنجينه اختراع و خزانه ابداع خالق كه راه تواند يافت اما بعضى كه كما هى مزاج و خاصيت امتزاج و منفعت و مضرت آن روى از تتق خفا و جلباب حجاب نموده بالهامه تعالى او با علامه تقدس بوده و نيز هركس از علماى معرفت ادويه كثر الله امثالهم بحسب تجربه خود خلافى كردهاند و غث و سمين از يكديگر جدا نهادهاند چون اين كمترين خليقه بل لا شى فى الحقيقه كهين اهل دين على بن الحسين انصارى المشتهر بجاجى زين العطار در اين قسم بحسب المقدور و الامكان شروعى نموده و مىخواست تا اقوال اصح و تجاريب ارجح بازنمايد تا جماعتى را كه نايره اشتياق اين علم شريف و فن لطيف در كانون سينه اشتعال يافته باشد بزلال معرفت انى كتاب مستطاب تسكين آتش نزاع كرده و عنان بطريقه اتباع تافته راه سير گردند و نيز مدتى مديد و عهد بعيد است تا مجموع همت مصروف و عنان اشهب نهمت معطوف آن بوده كه بوسيلهء از وسايل و بدستآورى ذيل دليلى از دلايل خويشتن را از تيه بداخترى و فيافى خودسرى بسرحد شهرستان مشترى طالع خورشيد رائى و بآستان گردونسائى رساند و ديده بخت گرانخواب خود را از نومة الغافلين بيدار گرداند و اين معنى بىآنكه نسبت بذيل اشفاق و مرحمت و توسل بآستان الطاف صاحبقرانى كند كه خاك درگاه گردون اشتباه او كيمياى مس هر بىخبر و هواى بارگاه عالميان پناه او حياتبخش علم هر صاحب هنر تواند بود نمىتواند بود و چندانكه عقل بصيرت كيش و رازانديش و فهم زودكوش تيزهوش در عرصهء امكان و فضاى دوران دوران كرد به غير از آستان آسمان رفعت و حضرت جنت خضرت بلقيس زمين و زمان و حريم دين و ايمان حوا صورت عايشه سيرت خديجه فطرت فاطمه سريرت ملكه تختنشين سلطان نشان سلطان خواتين جهان قطعه آنكه در مهد جلالش مهر را نابوده دست * و آنكه بر ستر عفافش ماه را نابوده راه با وجود دورباش عفت او آفتاب * كى تواند كردن اندر سايهء چترش نگاه زهره زهراى دولت اختر برج شرف * شمسهء ايوان عفت سايهء لطف إله عصمت الدنيا و الدين عفت الزمان و الطين منبع الجود و اكمال بديع الجمال خلد الله ايام سلطنتها و آبد آثار معدلتها ملاذ و ملجا بدست نياورد و قانون كلى سعادت خويش و ذخيره اغراض دولت خود بجز از نظر كيميا خاصيت آن صاحبقران كه خاك درگاه او شفاى انواع حوادث و اعراض و منهج اسباب دفع اقسام بلايا و اعراض و ممكن اسباب كامرانى و مسكن دفع علامات بىطالعى و منهاج طوق اقبال و مجمع متفرقات حال است نتوانست ساخت اميدوار است كه معين عنايتش ملحوظ گشته بر ارباب بصيرت و اصحاب حكمت مبارك باد و لهذا اين كتاب را بنام نامى و اسم سامى آن ملكهء آفاق مركبات بديعى نام نهاد و الله الموفق « 2 » اين كتاب مشتمل است بر مقدمه و دو مقاله و خاتمه و مقدمه آن در بيان كليات اخذ ادويه است و مقاله اول در بيان ادويه مفرده و اسامى آنها بلغت هر طايفه از طوايف و ابدال و اصلاح و منفعت و مضرت آن « 3 » و مقاله دوم
--> ( 1 ) - در دو نسخه ديگر نماند ( 2 ) - در نسخه كتابخانه ملى تهران كتاب را اختيارات بديعى نام مىنهد و ضمنا تاريخ آن را سنه سبعين و سبعمائه مىنويسد ( 3 ) - كتاب حاضر تنها شامل مقدمه و مقاله اول است و بقيه كتاب در صورت حصول توفيق بعدا اصلاح و منتشر خواهد شد در مركبات مستعمله بين الحلماء است و خاتمه در فهرست اسامى ادويه به فارسى است