علي بن حسين انصارى شيرازى
73
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
روغن وى فاضلتر و بهتر از حب وى بود و بقوتتر از عود وى بود و صفت عود در عين گفته شود و صفت حب در حا و صفت روغن در باب دال در دهن البلسان لاتين OPOBALSAMUM فرانسه BAUME DE LAMEEQUE انگليسى BALM OFMEKKA بنفسج بپارسى بنفشه خوانند و بهترين وى لاجوردى بود طبيعت وى سرد است در دوم و تر است در سيم و گويند سرد و تر است در اول مسكن اورام حاد بود چون بر وى ضماد كنند با آرد جو صداع كه از گرمى بود ساكن گرداند و بوئيدن و ضماد كردن سرفهء گرم را نافع بود و نرم گرداند و مسهل صفرا بود و شربتى دو درم تا چهار درم بود چون بياشامند به آب گرم خناق و صرع بچكان كه آن را ام الصبيان گويند نافع بود جهت درد مقعد و شقاق و ورم آن نافع بود بغايت ضماد كردن و گويند مسهل بود به قوت جاذبه و بعضى گويند مسهل بود بلزوجت و خون صالح معتدل از وى حاصل شود و چون ضماد كنند ورم معده و جگر گرم را نافع بود و چون ببانوج بپزند و آب آن بر سر ريزند سودمند بود صداع را كه از حرارت بود و خوردن وى مضر است بدل و مصلح وى آنست كه با نيسون خورند و بوئيدن وى زكام سرد را مضر بود و بايد كه خبرى و مرزنجوش بويند و زكام گرم و نزلات كه در سينه ريزد نافع بود يا خوردن و بوئيدن وى و حرقه البول را نافع بود و ورق وى چون تر بكوبند و آب وى بگيرند و با قند بكودكان كه مقعدشان بيرون آيد دهند نافع است و شريف گويد ورق وى طلا كردن بر جرب صفراوى و دموى بغايت سودمند بود و بدل وى ورق خبازى است يا نيلوفر يا گاو زبان و گويند بدل وى نيلوفر است و پرسياوشان صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بنفسج بفتح با و نون و سكون فا و فتح سين معرب از بنفشه فارسى است و به عربى فرفير و بيونانى ابرو نامند صاحب تحفه المؤمنين يونانى آن را ابزو نوشته است لاتين VIOLA ODORIFERA فرانسه VIOLETTE - VIOLODORANTE انگليسى SWEET - VIOLET - VIOLET - COLOUR پنجنكشت ذو خمسه اوراق و ذو خمسه اصابع گويند و درخت وى در كنار جويها رويد ورق آن مانند ورق شهدانه بود و مستعمل از وى گل وى بود پس ورق و تخم و چوب وى نشايد استعمال كنند و بهترين آن تازه بود و طبيعت آن گرم است در اول و گويند در سيم و خشك است در سيم و در وى قبضى بود با تفتيح و محلل و ملطف بود نافع بود جهت صداع سرد ضماد كردن و سدّه جگر و صلابت سپرز را نافع بود با سكنجبين و چون در بستر ريزند منع احتلام و نعوظ كند و زنان چون شهوت بر ايشان غلبه كند در زير خود دود كنند ساكن گرداند و از دود وى گزندگان بگريزند و خوردن وى گزندگى مار را نافع بود و بر گزندگى سگ ديوانه و بهايم ضماد كنند سودمند بود و مقدار شربتى از وى يك مثقال بود اما مصدع است و چون بريان كنند دردسر كمتر آورد و مضر بود به مجامعت و مصلح وى صمغ عربى بود صاحب مخزن الادويه و تحفه هر دو مىنويسند پنجنكشت به فارسى اسم اثلق است بنج فنج گويند و به عربى سكران و بپارسى بنگ و صفت آن در بزر البنج گفته شود صاحب مخزن الادويه مىنويسد به فتح با معرب بنگ فارسى است و به عربى سيكران و بيونانى افيقون و بسريانى از مايلوس و به بربرى اقطفيت و اسقيراس نيز و بهندى اجواين خراسانى و بلغت ديلمى كيرچك گويند صاحب تحفه مىنويسد : بنج را بلغت ديلمى كچك گويند چه غلاف او شبيه است به قفيز كوچكى و آن نباتيست برگش شبيه ببرگ بادرنجبويه . . . لاتين CANNABIS INDICAE فرانسه CHANVRE INDIEN انگليسى INDIAN HEMP بُندُق بپارسى فندوق گويند بهترين وى بزرگترين بود طبيعت وى گرم است باعتدال با اندكى خشكى گويند گرم است در سيم