علي بن حسين انصارى شيرازى

67

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

كنند سود دهد و بر گزندگى سگ ديوانه و افعى سودمند بود و بر ناخن ستبر طلا كند تنك كند در داء الثعلب طلا كنند سود دهد و حيض براند و اگر آب وى تنها در گوش چكانند گرانى گوش ببرد و اگر پياز سفيد بريان كنند و با پيه يا روغن يا زردهء تخم‌مرغ بكوبند و بر مقعد ضماد كنند ورم آن را تحليل دهد و درد ساكن گرداند و اگر بپزند با چيزهاى چرب سينه و شش را از اخلاط لزج پاك گرداند و بوئيدن و خوردن آن دفع باد سموم كند و چون به سركه نهند معده را قوت دهد و حراقت وى كم كند و چون در خوردن مسهلات ببويند منع غثيان بكند و بوى دارو نشنوند اما خوردن وى دردسر آورد بسيار و مسبت بود و مضر بود بعقل و لعاب بسيار آورد و بواسير بگشايد و مصلح وى سركه و شير ترش بود و يا با كاسنى خورند لاتين ALLIUM COPA فرانسه OGNON انگليسى ONION بصل الزير بلبوس است و بصل ماكول نيز گويند و آن پياز زير است بشيرازى پياز ملك گويند و به تبريزى زيرى و طبيعت آن گرم و خشك است در اول و در وى رطوبتى فضلى است و اگر بسيار خورند فربه شوند و باه را برانگيزاند و بر كلف و بهق طلا كنند زايل كند و بزرده تخم‌مرغ بر ثاليل طلا كنند نافع بود و درد رحم كه از سردى بود ساكن گرداند و سودمند بود از جهت سمها و گزندگى عقرب و رتيل خوردن و ضماد كردن چون با انجير بود چون با فلفل سحق كنند و بر معده ضماد كنند درد معده ساكن گرداند و اگر بريان كنند با سر ماهى و بر ريش زنخ پاشند نافع بود و بسيار خوردن وى مضر بود به عصب و مغص آورد و نفاخ بود و مصلح وى كاسنى بود و بعد از آن شير تازه و بدل آن عنصل است در مخزن الادويه تحت عنوان بلبوس مىنويسد : لغت يونانيست و معروف نزد عرب به بصل الذئب و بصل الزير و به فارسى ريز و تلخهء پياز و بتركى داغ‌سوغالى و در لرستان طرم نامند و آن مانند پياز كوچكى است اما تودرتو نيست بلكه مانند سير يك دانه است و پوست آن سياه و متشنج است بصل الذئب بصل الزير است و گفته شد بصل العنصل اسقيل است و گفته شود بصل الفار بصل العنصل است و گفته شد بصل الزجس بپارسى پياز نرگس گويند و طبيعت وى گرم بود و چون با سركه طلا كنند نافع بود و چون چهار درم از وى با ماء العسل بياشامند بچهء مرده و يا زنده بيندازد و چون دو مثقال با عسل بياشامند قى آورد و كرم را در شكم بكشد و منضج ورمهاى گرم بود و شريف آورده است كه اگر قضيب بوى مالند تنها و ادمان كنند قضيب سطبر گرداند و قوى و اگر سه پياز نرگس در شير خوابانند يك شبانه‌روز و سحق كنند و بر قضيب طلا كنند به غير از سر و بدان ادمان كنند اگر عنين بود به حال صحت بازآيد و فعلى عجيب از او بيند لاتين NARCISUS EAZETTA فرانسه NARCISSE A BOWQUET انگليسى NARCISSUS OF THE POETS بطيخ بپارسى خربزه گويند بهترين وى سمرقندى شيرين بود و قول اكثر آن است كه سرد بود در درجه دوم و تر بود در آخر و