علي بن حسين انصارى شيرازى

62

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

عصارهء او چون تر بود با قند جهت يرقان مفيد بود و اگر بطيخ وى يا عصارهء وى دست و پاى بشويند نقرس را سود دهد و مقدار دو درم مستعمل بود اما بغايت تلخ و در منفعت مانند كاسنى بود در اكثر حالات و گويند مضر است به شش و مصلح آن عسل و گويند صمغ عربى است و بدل آن گويند چهاردانگ وزن آن افسنتين بود بزر الهندبا بپارسى تخم كاسنى است و بهترين آن سياه‌رنگ فربه بستانى بود و طبيعت آن معتدل است در گرمى و سردى و خشك است نافع بود جهت تبهاى صفراوى و سدّه جگر و يرقان كه از سدّه بود را سودمند است و مقدار دو درم تا سه درم مستعمل بود و گويند مضر بود به سپرز و مصلح آن سكنجبين است و بدل آن تخم كشوث بزر الانجره قريض و ساساركشت گويند و آن تخم گزنه است طبيعت وى گرم و خشك است در دويم و بهترين وى آنست كه فربه بود و در وى تلطيفى هست و گويند تر است ورمهاى صلب كه در بن گوش حادث بود نرم گرداند و باه زيادت كند چون با مثلث يا با شير گاو تازه بياشامند و اين مجرب است و چون بكوبند و بر ريشهاى خورنده و سرطان فشانند نافع بود و چون بياشامند صفرا و بلغم و قولنج و استسقا را نافع بود مقدار نيم مثقال به آب گرم و عسل و اگر بكوبند و مقدار سه درم با شراب يا شير تازه بياشامند مجامعت زيادت كند شريف آورده است كه چون بكوبند و با عسل بياميزند و بر قضيب طلا كنند قضيب را ستبر كند زياده و اگر با سكنجبين بياشامند سپرز و درد گرده را نافع بود و اگر بكوبند و با عسل بياميزند و لعق كنند عسر النفس را نافع بود و وى مقرح گرده بود و مصلح آن صمغ عربى و كثيرا بود و بدل آن حرف است و قرومانا و گويند بدل آن بزركراث است و گويند بزر جرجير و بسيار خوردن وى سرفه پيدا كند و مداواى آن شراب بنفشه و جوآب بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : انجره لغت فارسى است به عربى قريض و بلغت دار المرز كرنه و بتركى كجيت و بهندى اتنكن و به لاتينى ارتيك‌پريم و بلغت گيلان هرتيكه گويند و آن نباتيست پرتشريف و انبوه و پرحار و مستعمل تخم آنست لاتين URTICA DIVICA فرانسه ORTIC انگليسى MALE NETTLE بزر الرازيانج در باب را گفته شود بزر الپنجنكشت حب الفقد گويند و بپارسى تخم پنجنكشت خوانند و بشيرازى تخم دل‌آشوب و فلفل كوهى نيز گويند و در كنار رودها رويد و بهترين آن بود كه بوى تيز داشته باشد و طبيعت آن گرم و خشك است در دوم جهت ورم سپرز و استسقا نافع بود دو درم از وى با ده درم سكنجبين و اگر با سركه بجوشانند و بر سپرز ضماد كنند نافع بود و اگر بخورند مفتح سدّه جگر بود اما مصدع و مجفف بود و مصلح آن شير و ترنجبين است صاحب مخزن الادويه تحت عنوان اثلق مىنويسد : اثلق اسم عربى فنجنكشت است و ذو خمسة اوراق و ذو خمسة اجنحه نيز مانند و بيونانى اغنيس يعنى طاهر و پاك و به فارسى پنجنكشت و بهندى سنبهالو و بفرنگى اسكىنان‌تو و به لاتينى ويطس و ثمر آن را به عربى حب الفقد حب النسل نامند و به فارسى فلفل كوهى و بشيرازى دل‌آشوب و بهندى رينكا خوانند لاتين AGNUS CASTUS فرانسه GATTILIER / PETIT POIVRE انگليسى FIVE LEAVED CHASTE TREE بزر الكراث بپارسى تخم گندنا بود و بهترين آن شامى تازهء فربه بود و طبيعت آن گرم و خشك است و گويند سرد است و اگر بخور كنند با قطران در زير دندانى كه كرم داشته باشد بكشد و بيندازد و اگر در زير مقعد دود كنند بواسير زايل كند و دو درم از آن با دو درم تخم مورد نافع بود جهت نفث دم كه از سينه بود و جهت زحير و جهت كسى كه شهوتش منقطع شده باشد و سودمند