علي بن حسين انصارى شيرازى

59

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

و بپارسى تخم تورك خوانند و باصفهانى تخم بريهن و بكرمانى تخم يكرك و به تبريزى تخمكان و بهترين وى آنست كه فربه بود و طبيعت آن سرد است در درجه سيم سودمند بود جهت درد جگر كه از گرمى بود و تبهاى حاده مقدار پنج درم از وى بكوبند و شيره بگيرند و با نبات بياشامند و اگر بجلاب خورند جهت سرفه كه از حرارت بود و جهت لذع فم معده نافع بود اما مطمع شهوت بود وقتى كه افراط كنند و مضر بود به سپرز و معدهء بلغمى و مصلح وى قند است و بدل آن بذر قطونا بزر السپستان سحسويه گويند و آن اعين السراطين است و گفته شود بزر الرمان البرى حب القلقل است و گفته شود بزر الجزر البستانى بپارسى تخم كزر گويند نافع بود جهت ريشهاى خورنده چون بكوبند و بر آن ضماد كنند و اگر بخورند باه برانگيزاند و بول و حيض براند و ريشهاى عفن پاك كند و باستسقا نافع بود و بگزندگى جانوران ديونس گويد خاصه در درد ساقين يك درم تخم كزر با يك درم قند بياشامند مجرب است و بدل وى به وزن آن انيسون است بزر الجزر البرى دوقو است و گفته شود صاحب مخزن الادويه تحت عنوان جزر مىنويسد : بفتح اول و ثانى معرب گزر فارسى است و نيز به فارسى زردك و بهندى كاجر نامند بزر السداب بهترين وى سياه و فربه بود طبيعت وى گرم و خشك است در سيم نافع بود جهت فواق بلغمى و ساكن گرداند چون يك درم تا دو درم بياشامند اگر با شراب بياشامند نافع بود جهت دفع زهرها و گزندگى جانوران خاصه اگر با انجير خشك و مغز گردكان استعمال كنند نافع بود عرق النسا را اما مقطع منى بود و مصلح آن كثيرا بود با عسل و بدل آن سداب بزر المظ بزر الرمان البرى است و گفته شود بزر الخس بپارسى تخم كاهو گويند بهترين وى بستانى سياه فربه بود طبيعت وى سرد و خشك است مخدر و منوم بود و شهوت جماع را ساكن گرداند و چون بياشامند نافع بود جهت كسى كه وى را احتلام افتد و ضماد كردن جهت صداع نافع بود و منع سيلان كه از چشم آيد بكند چون بر پيشانى ضماد كنند و مصلح وى مصطلى بود و بدل وى دام الاخوين بود بزر البنج بپارسى تخم بنگ گويند و به لفظى ديگر خداع الرجال و آن سه نوع است سياه و سرخ و سفيد بهترين وى سفيد و بعد از آن سرخ اما سياه كشنده است طبيعت وى سرد و خشك بود در آخر درجه سيم و از آن سفيد سرد است در اول درجه سيم