علي بن حسين انصارى شيرازى

52

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

مقدار يك گز باشد و كوتاهتر نيز باشد و رنگ وى بسفيدى زند و گل وى بنفش‌رنگ بود و تخم وى مانند خسكدانه بود خارناك بود و بهترين آنست كه ورق وى سفيد بود تازه و طبيعت وى گرم و خشك است در اول و سرد است در اول و بيخ وى سرد و خشك است و مسهل بلغم لزج بود و در وى قوت مفتح و محلل هست خاصه تخم وى و نافع بود جهت اورام بلغمى و تشنج و نفث دم و تبهاى بلغمى كهن و ضعف معده و درد دندان چون به طبيخ آن مضمضه كنند گزندگى جانوران و عقرب چون بر وى ضماد كنند نافع بود و گويند چون بيخ وى بجوشانند جهت نفث دم و درد معده و اسهال كهن نافع بود و بول براند و بر اورام بلغمى ضماد كنند نافع بود و چون تخم وى بياشامند كزاز را نافع بود و بيخ وى خشك كرده داء الثعلب را سود دارد و مجرب است شربتى از وى يك درم و نيم بود اما مضر بود به شش و مصلح وى افسنتين بود و شيخ الرئيس گويد بدل وى در تبهاى بلغمى شاهترج بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بادآورد لغت فارسى است و كنكر سفيد نيز نامند و به عربى شوكة البيضا و برومى لوفينينيقى و بسريانى ساناحور و مؤلف جامع تميمى آن را عصفر برى مىداند و بهندى گويند جواسا است لاتين CARDANUS BENSDICTUS فرانسه CHARDON BENIT انگليسى BLESSEA بادنجان آنب و حصيل و وعد خوانند بهترين وى فارسى شيرين تازه بود طبيعت وى گرم و خشك است در دويم اگر در روغن بريان كنند شكم براند و اگر در سماق و يا سركه پزند امساك كند و درد معده و خاصره آورد و سر و چشم را بد بود و خون سياه از وى حاصل شود و سودا توليد كند و سدّه آورد و بواسير و لون سياه كند شيخ الرئيس گويد كهن وى بد بود و تازه سالمتر بود و جذام و صداع و بيخوابى آورد و مولد سرطانات و كلف و سدّه جگر بود و اگر به سركه پزند سدّه جگر بگشايد اما بواسير آورد و چون گل وى در سايه خشك كنند طلا كردن نافع بود جهت بواسير و اگر بادنجان با روغن بذر بپزند و از آن روغن موم روغن سازند و بر شقاق كعبين و ميان انگشتان طلا كنند نافع بود و اگر گل وى با روغن بادام تلخ همچندان بكوبند و بروغن بنفشه بسرشند و بر بواسير طلا كنند ببرد بفرمان خداى عز و جل و مجرب است و چون بادنجان بسوزند و خاكستر بسرشند و بر ثاليل طلا كنند ببرد و گويند مقوى معده و قطع نزف دم بكند بخاصيت و خوردن آن اولى بود كه در آب و نمك بجوشانند و با روغن كنجد و بادام بريان كنند و با سركه و كرويا صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بادنجان معرب بادنكان فارسى است به عربى مفسد و وغد و بهندى بيكن و بلغتى بهانتا گويند لاتين SOLANUM MELONGENA انگليسى EGG PLANT بفرانسه AUBERGINE بابونج بهترين وى آنست كه گل وى زرد بود و بزرگ و طبيعت وى گرم و خشك است در اول منفعت وى آنست كه مفتح و ملطف بود و محلل بىجذب بود و ورمهاى صلب نرم گرداند و جهت صداع سرد نافع بود و همه تبها را خاصه كه از عفونت سودا بود و بلغم و ورمهاى احشا و اگر بجوشانند و در آب آن نشينند سنگ گرده بريزاند و حيض و بول براند و بچه در وقت زادن بسهل بيرون آيد و بدن را پاك گرداند تنقيهء تمام و اگر بر جرب تر ضماد كنند ببرد و قوت اعصاب و دماغ بدهد و ضماد كردن بر ورم جگر نافع بود و بخار وى در آخر نزله‌ها بغايت نافع بود و اگر به آب سركه بپزند و در آخر سر بر بخار آن دارند چشم را پاك گرداند و درد زايل كند اگر ادمان كنند و اگر چشم به آب بابونج تنها بشويند درد ساكن كند اما اسحق گويد كه مضر است به حلق و مصلح وى عسل است و بدل وى در تقويت دماغ و زايل كردن صداع سر بر نجاسف است صاحب مخزن الادويه مىنويسد : بابونج به فارسى بابونه و در مغرب بابونق نامند و بابونج طلق مراد گل آنست لاتين ANTHEMIS NOBILIS بفرانسه CAMOMILLE بانگليسى CAMOMILLE بادروج جوك خوانند و آن نوعى از ريحان كوهى است و در دامن كوهها باشد طبيعت وى گرم است در دوم و خشك است در اول و گويند وى را رطوبتى فضلى است و بهترين وى آنست كه خشبوى بود و منفعت وى آنست كه از ادويه قلبى بود و اگر