علي بن حسين انصارى شيرازى

455

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

نيست و نيكوترين آن بود كه فربه باشد و طبيعت وى سرد باشد در سيم و خشك بود در اول سيم مخدر و مسبت ( در خواب كننده ) بود و اگر ورق وى برص را بمالند يك هفته زايل كند بىآنكه ريش كند و بر ورمهاى صلب و دنبلات و خنازير طلا كردن نافع بود و يبروج را بكوبند و بر مفاصل ضماد سازند زايل كند و اگر كسى احتياج داشته باشد بقطع عضوى در شراب كنند و بياشامند تا بى خود شود و از خوردن وى همان عارض شود كه از خوردن افيون و وى مسبت و منوم بود و اگر در شراب كنند مستى آورد بغايت و بدترين آن پوست وى بود ورق وى سفيد بود و آن را ساق نبود و ذكر خوانند و كسى كه آن خورده باشد مداواى او بقى كنند به آب گرم و عسل و شبت و مصطلى و سعتر و مرو سفيد و شير تازه آشاميدن و يبروج را در محبت خواص بسيار است و اگر كسى با سم دشمن كه خواهد چون يبروج بركند در زمان هر عضوى كه از يبروج بيندازد آن شخص را همان عضو بيندازد و جدا كنند و بسيار خواص ديگر دارد كه غير طب است بدين سيب اينجا نياورديم صاحب مخزن الادويه مىنويسد : يبروج بمعنى ذو الصورتين است و چون بيخ آن بشكافند به دو صورت انسان مشاهده مىگردد و آن را مهرگياه و سگ‌شكن نيز نامند و ميان عوام مشهور است كه هركه آن را قلع نمايد هلاك مىگردد لاتين ATROPA MANDRAGON - MANDRAGORA OFFICINARUM فرانسه MANDRAGORA OFFICINALE انگليسى MANDRAKE - MANDRAGORA يتوع هر نباتى كه او را لبنى محرق و مسهل و مقطع بود آن را يتوع خوانند مانند شبرم و عشر و لاغيه و ماذريون و امثال اصناف آن بسيار است و همه بد بود و اقوىترين از يتوعات لبن آن بود و بعد از آن ورق و طبيعت آن گرم و خشك است در چهارم و آن بود كه در دويم تا سيم و از خواص وى آنست كه اگر در بركه آب اندازند كه ماهيان در آن باشند همه بر روى آب افتند و لبن وى موى بسترد چون بدان لطوخ كنند خاصه در آفتاب و آنچه بعد از آن برويد ضعيف بود و اگر مكرر كنند ديگر نرويد و اگر بر دندان كرم‌خورده چكانند قطع كند و بواسير را نيز قطع نمايد و مسهل بلغم و اخلاط غليظ بود و هريك از يتوعات را در باب خود صفت و منفعت و مضرت و ابدال و اصلاح گفته شد و گويند بدل آن در استفراغ بلغم نيم وزن آن سكبينج است يحضض نوعى از كرفس بزرگ است و آن را مشرقى خوانند و انواع كرفس گفته شد در باب كاف و گفته‌اند فطراساليون است يذره قسوس است و گفته شد يذفه خامااقطى است و گفته شد يربوع موش دشتى را گويند گوشت وى غذاى بسيار بدهد و شكم را براند يراع قصبى است بپارسى نى گويند و در باب قاف گفته شد يراميع هليون است و گفته شد