علي بن حسين انصارى شيرازى
452
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
ورق وى باريكتر بود و در طعم وى تلخى بود و نيكوترين آن شيرين بستانى بود و فاضلترين آن شامى بود و آن را انطونيا خوانند و طبيعت آن سرد و تر بود در آخر درجه اول و گويند سرد و خشك بود در اول و گويند خشكى وى در دويم مرتبه بود و برى را طرحيقون خوانند و بپارسى تلخه و رازى گويد اقوى بود از بستانى در جميع افعال عصاره وى استسقا را نافع بود و سده جگر بگشايد و دفع سمها بكند چون بياشامند خاصه بر سم عقرب ضماد كردن نافع بود و چون آب وى با زيت بياشامند پادزهر ادويههاى كشنده بود و مقوى قلب بود چون بياشامند و لبن وى سفيدى چشم زايل كند و هندباى بستانى برودت در وى بيشتر بود كه در برى و مقوى معده بود و سده بگشايد و سپرز و حرارت خون و صفرا بگشايد و چون آب وى بگيرند و با سكنجبين بياشامند سده بگشايد و رطوبات عفن را پاك گرداند و تبهاى دراز را سودمند بود و كاسنى كيموس نيكو دهد و فاضلتر از كاهو بود در تفتيح سده در تابستان تلخى وى زياده گردد به سبب گرما پس اندكى ميل بحرارت داشته باشد نزديك باعتدال و ضماد كردن خفقان را سود دهد و هندبا مسكن غثيان و هيجان صفرا و حرارت معده بود و با اسفيداج طلائى مبرد بود و ضماد كردن بر نقرس نافع بود درد چشم گرم را ضماد كردن نافع بود و شكم ببندد و تب ربع را سود دهد و گزندگى عقرب و مجموع جانوران و زنبور و مار و سام ابرص را ضماد كردن با سويق نافع بود و چون به آب كاسنى و خيارچنبر حل كنند و بدان غرغره كنند ورم حلق را سودمند بود و مسكن غشى و هيجان صفرا بود و هندبا بطى الهضم بود و مصلح وى رشاد بود و نوعى از كاسنى برى هست كه آن را خندريل خوانند و گفته شد و كاسنى شامى كه آن را مطونيا خوانند معتدلترين كاسنىها بود و كيموس وى نيكو مسيح گويد وى ميان كاسنى و كاهو بود و طبرى گويد لطيفتر از كاهو بود و غذا اندكتر دهد و چون ورق وى بكوبند و بر ورم گرم نهند بگدازد و سرد كند و آب وى و آب رازيانه تر يرقان را نافع بود و بيخ وى از تخم وى بقوتتر بود و در منفعت پوست اصل وى مستعمل بود لاتين CICHOREUM INTYBUS فرانسه CHICOREE SAUVAGE انگليسى WILD SUCCORY هوم المجوس مراتيه است و گفته شد و آن درختى است كه در حوالى فارس مىرويد و مانند درخت ياسمين است و مجوس در وقت زمزمه استعمال مىكنند و شكوفه آن به مشكطرامشيع ماند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : هوم المجوس بضم ها لغت عربيست و آن را مراتيا نيز نامند - صاحب تحفه نوشته كه ظاهرا از جنس ارغوان زرد باشد حكيم مير عبد الحميد آن را جعفرى دانسته است هوفاريقون هيوفاريقون خوانند و اوفاريقون و اندروسامن نيز گويند و توريون هم خوانند و آن دوائى رومى بود و آن قضبان و زهر و حبى است سرخرنگ برنگ سماق بغدادى بغايت سرخ اگرچه صاحب منهاج آورده كه حب بلسان است و هر دو سهو است و طبيعت آن گرم است در سيم و خشك است در آخر آن ملطف و محلل اورام بود و ضماد كردن آن سوختگى از آتش را نافع بود و چون پزند و با شراب بياشامند چهل روز پياپى عرق النسا را نافع بود و حيض و بول براند و كزاز را سودمند بود و ثمر وى مسهل مره بود و بچه بيندازد و آب ورق وى چون بياشامند نقرس را عظيم سودمند بود و ديسقوريدوس گويد بدل وى به وزن وى بيخ اذخر و نيم وزن آن بيخ كبر بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : هوفاريقون بضم ها و سكون واو و فتح فا و الف و كسر را و سكون يا و ضم قاف و سكون واو و نون معرب از اوفاريقون يونانى است و هيوفاريقون نيز ديده شده و بعضى اندروسامن و بعضى قوريون و بعضى امامانيطس بمعنى صنوبرى براى مشابهت رايحه تخم وى ببوى راتينج كه صمغ صنوبر است نامند و گفتهاند هوقاريقون لغت رومى است و آن نباتى است و سه قسم مىباشد و هر سه را ثمر شبيه بجو است و قسمى را ساق به قدر شبرمى و زياده برآن برگ آن مانند برگ سداب و بسيار سرخ و گل آن سپيد شبيه به گل شبت چترى و در بو شبيه ببوى صنوبر و تخم آن در غلافى طولانى و سياه و دراز شبيه بجو و مدور نيز هست لاتين HYPERICUM PERFORATUM فرانسه MILLEPERTUIT PERFORE انگليسى PERTORATED ST JOHNS WORT هوجره هوفقسيداس نيز گويند و آن عصى الراعى است و گفته شد