علي بن حسين انصارى شيرازى

449

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

باب الهاء هال قاقله صغير است و گفته شد هاكول گويند جعفيل است و گويند بتحقيق تراب الهالك است و گفته شد هبيد حب حنظل است و گفته شد در حنظل هديه حمارقيان خوانند و آن جانورى است كوچك بسيارپاى كه در زير خمهاى آب بسيار بود چون با شراب بياشامند عسر البول و يرقان را نافع بود و چون بدان تحنك كنند بعسل يا طلا كنند با پر مرغ خناق را نافع بود و چون سحق كنند و در پوست انار كنند با روغن گل و گرم كنند و در گوش چكانند درد گوش را نافع بود و گويند اگر در خرقه بندند و بر صاحب تب بندند زايل كند صاحب تحفه مىنويسد : در اصفهان خرخدا و پرپا نامند و آن حيوانيست به قدر باقلى خاكسترىرنگ و زير شكم او سفيد و پاهاى او به قدر سر سوزنى و كثير العدد . . . هدهد بپارسى مرغ سليمان گويند و غافقى گويد گوشت وى چون پزند به آب و شبت و صاحب قولنج چون گوشت وى بخورد و آب آن بياشامد نافع بود و در خواص آورده كه چون چشم وى بر كسى كه نسيان بر او غالب بود بندند دفع آن بكند و اگر بر كسى بندند كه از رنج جذام ترسد ما دام كه آن با وى باشد ايمن بود و نيز اگر ابتدا كرده باشد موافق بود و زايل كند و اگر بخور كنند گزندگان از آنجا بگريزند و اگر آدمى با خود دارد و برابر خصم رود بر وى ظفر يابد و حاجتهاى وى گذارده شود و خون وى چون در سفيدى چشم چكانند زايل كند و اگر مغز وى در بخور كنند و در برج كبوتران بسوزانند هيچ جانورى گرد