علي بن حسين انصارى شيرازى
441
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
باب الواو واجد بلغت اهل يمن لبلاب است و گفته شد و بر فرو است و گفته شد و بر الارنب پشم خرگوش چون بر شريان دريده نهند با صبر و دقاق كندر و سفيده تخممرغ خون رفتن را منع كند و بر الابل پشم شتر سوخته چون سحق كنند و در بينى دمند خون بازدارد و ببندد وج عود الوج خوانند و بيونانى امورون و بپارسى اكر خوانند قوت وى نزديك است به ايرسا و زراوند و گويند نيكوترين وى فربه سطبر خوشبوى سفيد پرگره بود و طبيعت آن گرم و خشك است در اول درجه دويم و گويند در سيم لون را صافى كند و مجفف رطوبات مفاصل بود و باه را زياده كند و گرانى زبان را سود دهد و بهق و برص و تشنج و درد پهلو و سينه و جگر و صلابت سپرز و مغص و فتق را نافع بود و بول و حيض را براند و گزيدگى جانوران را سود دهد و شربتى از وى يك درم بود و گويند مضر سپرز بود و اصلاح وى به تخم رازيانه كنند و ديسقوريدوس گويد در شكستن بادها و تقويت جگر نيكو بود و بدل آن به وزن آن كمون و دو دانك آن زراوند بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : وج بفتح واو آن را عود الوج و بيونانى اقورون و به فارسى اكرتركى و بهندى بچه گويند و آن نباتيست كه در آبها مىرويد و آن را به فارسى سوسن زرد گويند و برگ آن از برگ نرگس درازتر و عريضتر و با خشونت و انبوه ساق آن بلند و گل آن شبيه بسوسن آزاد كه زنبق باشد و زرد مايل بسرخى و بيخ آن گرهدار است