علي بن حسين انصارى شيرازى

433

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

( هرجا در ميوجات استخوان مىگويد مقصود هسته ميوه است ) نبت الارز حب صنوبر است و گفته شد نبيد التمر شراب خرمائى را گويند نيكوتر آن بود كه از رطب مىسازند طبيعت آن گرم و تر بود و بدن را فربه كند و مسهل بود و غذاى بسيار دهد و مسخن باشد و وى غليظترين نبيدها بود به غير از دوشابى و سده آورد و مولد خون تيره سوداوى بود و مضر بود باعصاب و حواس و انار ترش مضرت وى كم كند نبيد دوشابى نيكوترين آن بود كه از سيلان رطب سازند و آن گرم و تر بود حرارت وى كمتر از خرمائى بود و ديرتر بگذرد و باه‌انگيزتر بود و مولد سده بود خاصه چون تازه بود مرضهاى سرد بلغمى را نافع بود خاصه چون با افاويه سازند وى خمار آورد و بيشتر از خمر مضر بود محرورىمزاج را و مولد صفرا بود و صداع آورد نبيد العسل شراب عسل گرم بود بغايت و خشك بود رطوبت معده و سردمزاج و مرضهاى سرد بلغمى را نافع بود خاصه چون با ادويه سازند و وى خمار بيشتر آورد و محرورىمزاج را مولد صفرا بود و صداع آورد و اولى آن بود كه تنقل با نارمر كنند و به‌به و تفل آن بيندازند و اگر خمار عارض شود رب فواكه ترش خورند ماننده غوره و اترج و مانند آن نبيد الفانيد و التين شراب فانيد و انجير مسهل طبيعت بود و صفراوىمزاج را موافق بود و كسى را كه علت گرده و مثانه بود و سينه و شش را نيكو بود و مسخن بدن بود و جرب و حكه آورد و فى الجمله مجموع نبيدها مقصر باشند از شراب نبيد الزبيب گرم و تر بود و حرارت وى دون حرارت خمر سياه غليظ بود و چون افاويه در وى كنند پس بطبع وى باشد رطوبت معده را نافع بود ليكن منافع وى نزديك بود به خمر و مسهل بود و اگر عسل با وى بود گرم و خشك بود سردىمزاج و مرضهاى بلغمى را نافع بود و ادرار بول كند و مسخن گرده و مثانه بود و سنگ و فضولى كه در وى بود بيرون آورد و شكم را ببندد اما آنچه از مويز مجرد بود غذا بيشتر دهد و خونى كه از وى متولد شود متين و غليظتر از خونى بود كه از شراب خيزد و زود مستحيل شود بخونى سياه و آن را دردى خون خوانند بعد از آن مستحيل بسودا گردد و سوداوىمزاج را بايد كه اجتناب كند از وى نبيد النارجيل شراب نارگيل مسكرى نيكو بود و مسخن و ملين بود و سودمند بود جهت درد پشت و گرده كه از خلط سرد بود نبات بهترين آن سفيد و شفاف و پاك بود طبيعت وى معتدل بود حلق را صافى كند و سرفه را نافع بود و موافق سينه و شش و