علي بن حسين انصارى شيرازى

422

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

كنند قطع افراط خون حيض بكند و همچنين اگر حقنه كنند قرحه امعا و خون كه از امعا اسفل روانه بود قطع كند صاحب مخزن الادويه مىنويسد : مغره به فتح ميم كه آن را طين مغر نيز نامند لغت عربيست بيونانى ميلطوس و بهندى كيرو نامند مغمومه قليه بادنجان است مغنيسا صاحب منهاج گويد مانند مرقشيشا بود و نيكوتر و گويند گلى است سياه‌رنگ كه از كوه كاشان آورند و مؤلف گويد آنچه محقق است سنگى است الوان بغايت سست و اكثر سياه‌رنگ بود كه بسرخى زند و نقطهاى ( نقطه‌هاى ) سفيد بر آن باشد و آبگينه گران آن را سنگ مغنى خوانند و استعمال كنند جهت آنكه آبگينه را سفيد گرداند و رنگ بركان گويند و در ولايت شيراز در قريهء فاروق ديهى است كه آن را بركان خوانند و از آن ديه خيزد و سنگ بركان از بهر آن خوانند و وى قابض و مبرد و مجفف بود و مقوى معده بود و سنگ بريزاند و در داروهاى چشم استعمال كنند و مقدار مأخوذ از وى تا نيم درم بود و مضر بود بدل و گويند مصلح وى عسل بود و بدل آن مرقشيشا بود صاحب مخزن الادويه در اين‌باره مىنويسد : بفتح ميم و سكون غين و كسر نون و سكون يا و فتح سين اسم نبطى است و آن سنگى است قريب به مرقشيشا و به فارسى رنگ كاسه نامند و كاسه‌گران ظروف را بدان رنگ مىكنند و شيشه‌گران نيز بر گداخته سنگ شيشه گرد اين سنگ را مىپاشند تا شيشه صافى گردد مغناطيس حجر مغناطيس خوانند و گفته شد مغاث هندى كلز است و گفته شد مقد لفاح برى است و گويند بادنجان است نوعى از كمات كوچك بود ليكن قول اول و دوم صحيح بود صاحب منهاج گويد بادنجان بود و گفته شد و لفاح برى را مقدا خوانند و هم گفته شد مفرود نوعى از كماة كوچك بود بدبو بود خوردن او مفرح چون مفرح مطلق گويند لسان الثور بود و گفته شد مفرح قلب المحزون ترنجان است و بادرنبويه نيز گويند و گفته شد مقل صمغى است كه آن را كورا خوانند و معروف بود به مقل ارزق و مقل مكى و مقل اليهود عربى بود و مقلى غير مقل مكى بود