علي بن حسين انصارى شيرازى
414
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
كنند و دندان و لثه را بدان بمالند سود دهد و لثه را محكم گرداند و بيونانى اسطريطس خوانند و بعضى گويند اسطريطس جزع است سوختگى آتش را سودمند بود چون بكوبند و سحق كند و بر موضع سوختگى افشانند و ديسقوريدوس گويد چون بسوزانند و با راتينج و زفت بياميزند ورمهاى صلب بگدازاند و چون در بوم روغن كنند درد معده را ساكن كند مرارات سالمترين زهرهاى ( زهرهها ) مرغان زهره مرغ و دراج و كبك بود اما مراره جوارح بغايت قوت لذاع بود خاصه كبار ايشان و اختيار وى آن بود كه لون وى زردى طبيعى بود و اگر زنگار و لاجوردى بود بد باشد و طبيعت آن گرم و خشك بود در چهارم و چون با نطرون و قيموليا بياميزند جرب ريششده را سود دهد زهرهها مجموع تاريكى چشم را نافع بود خاصه مراره جوارح خصوصا خشك كرده آن و ابتداى نزول آب را مفيد بود و مجموع مرارات طبع براند و اسحق گويد بقوتترين زهرههاى چهارپايان زهرهء شير پس كفتار پس گاو پس گرگ پس خرس پس آهو و پس ميش و هريك بجاى خود گفته شود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : مراره لغت عربيست جمع آن مرارات است و مراير نيز آمده و به فارسى زهره و بهندى پته نامند فرانسه VESICULE BILIAIRE انگليسى GALLBLADDER مرارة الظى سودمندترين زهرهها جهت چشم زهرهء آهو بود مرارة الحمار الوحشى زهرهء خرگور داء الثعلب و دوالى را سودمند بود ماليدن وى و بر اثر ورم طلا كردن مرارة الدب زهرهء خرس تشنج و كزاز كه از جراحت عصب بود و سردى نافع بود و شريف گويد زهره وى چون با عسل و فلفل بگدازاند بر داء الثعلب طلا كنند زايل كند و موى نيكو بروياند خاصه چون پنج شش نوبت مكرر كنند و اگر با سكنجبين بياشامند درد جگر را نافع بود و ديسقوريدوس گويد زهره خرس در منفعت نزديك بزهره گاو بود چون لعق كنند صرع را نافع بود و در خواص ابن زهر آورده است كه چون در چشم كشند با عسل و آب رازيانه چشم را روشن گرداند مرارة البقر بقوتترين زهره چهارپايان زهره گاو بود پس كفتار پس خرس پس بز و گوسفند نيكوترين آن زهره گاو بود و آن را در مرهمها كنند جهت منع جراحتها و دردهاى سخت و بانطرون و قيموليا چون سر را بدان بشويند حزاز را نافع بود و با عسل چون بدان تحنك كنند خناق را نافع بود و مفتح افواه بواسير بود و ترياق گزندگيها و مقدار مأخوذ از وى يك دنك بود و دوى و طنين و درد گوش كه از سردى بود با روغن گل در گوش چكانند نافع بود و چون با عسل بياميزند ريشهاى بد و درد فرج و ذكر و پوست خصيه را نافع بود و وى مضر بود بجگر و زهره و مصلح وى كثيرا بود با عسل مرارة التيس نيكوترين آن زهره دكه جوان كه به شيرازى آن را دوبرى خوانند و هنوز كش نكرده باشد و طبيعت آن گرم و خشك بود و دوالى و داء الفيل را نافع بود و دانهاى ( دانههاى ) تر كه بر گوش بود و زهرهء بز كوهى ترياق گزندگى بود و مقدار مأخوذ از وى تا دو دانك بود و مضر بود به گرده مصلح وى انيسون بود و عسل مرارة الخنزير ريش گوش را نافع بود و چون طلا كنند بعسل و فلفل بر سر كل مو بروياند