علي بن حسين انصارى شيرازى

404

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

مامهتان مامهتان سادج هندى بود و گفته شد مارچوبه ماركيا گويند و آن هليون بود و گفته شود ماسقودون ماسقود نيز گويند و آن دواى هندى بود و آن ورق و قضبان بود مانند شاهسفرم و روغن از وى گيرند مانند ياسمين و طبيعت آن گرم و لطيف بود و بوى آن به سنبل ماند ماشيا حشيش ارغامونى بود و گفته شد و آن را ماميثاى سرخ خوانند ماش مج خوانند بشيرازى بنوماش گويند و بنوسياه خوانند و جوهر وى نزديك باقلا بود و نفخ وى كمتر فاضل‌ترين استعمال كردن وى تابستانى بود و نيكوترين آن سبزرنگ فربه بود و طبيعت آن سرد بود در اول و معتدل بود در رطوبت و يبوست چون مقشر كنند گويند خشك بود در اول و كيموس وى محمود بود و زودتر از باقلا بگذرد خاصه مقشر وى و جهت درد اعضا ضماد كردن نافع بود و اگر خواهند كه شكم براند و هيچ نفخ در وى نبود به شير خسكدانه و روغن بادام شيرين بپزند اما بايد كه ورم تب صفرايى نبود و اگر تب حاد داشته باشد با بقلة الحمقا و كاهو و اسفاناج و جو كوفته پزند و اگر خواهند كه شكم ببندد همچنان با پوست پزند و آب آن از وى بريزند و بعد از آن با ورق حماض بستانى بپزند و آب سماق و آب اناردانه و زيت اضافه كنند و بخورند حرارت را تسكين دهد و شكم ببندد و اگر زيت نخواهند روغن بادام بپزند و وى سرفه را نافع بود خاصه چون با تب بود و چون بكوبند و به آب مورد بسرشند و ضماد كنند بر اعضاى كوفته شده باشد قوت دهد و وى ملازه را نيكو بود و مضعف دندان بود و مضر باه بود و دير بگذرد و در وى اندك نفخى بود و در وى جلا بود بايد كه بروغن بادام پزند و در ضرر باه مصلح وى شير خسكدانه بود و بدل آن باقلاى مقشر بود لاتين VICIA ERVILLIA فرانسه VESCE - EAS انگليسى VETCH ماش هندى قلت بود و گفته شد ماس بپارسى الماس خوانند و آن چهار نوع است اول هندى كه لون آن بسفيدى مايل بود و بزرگى آن به مقدار باقلاى بود و به مقدار تخم خيار و كنجد بود و باشد كه از باقلاى بزرگتر بود ليكن نادر افتد و لون آن نزديك بلون نشادر صافى بود و نوع دوم ماقدونى بود و لون وى مانند نوع اول بود اما بزرگتر بود و سوم معروف به حديدى از بهر آنكه لون وى مانند آهن بود و وى به وزن ثقيل‌تر بود و آن را در زمين يمن و بلاد سوفه يابند و چهارم قبرسى بود موجود در معادن قبرس و چون نقره بود و طبيعت الماس گرم و خشك بود و گويند سرد و خشك بود به قوت و گويند چون در دهان گيرند دندان را بشكند و بغايت محرق و مغض بود و وى سم قاتل بود مداواى كسى كه آن خورده باشد قى كنند به آب گرم و روغن گردكان و بعد از آن شير تازه آشاميدن و ابن مؤلف گويد الماس برفى است منجمد از جمله جواهر حجرى در همه جوهرى نفوذ كند و هيچ جوهرى در وى اثر نكند و